غزل شمارهٔ ۱۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر هر شب به زیبایی معشوق میاندیشد و از آن لذت میبرد. او به توصیف زیباییهای طبیعت میپردازد که تحت تأثیر چهره عاشقانه معشوق قرار گرفتهاند؛ مثلاً باد و گلها، اشک ابرها و خنده نسیم. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید و به زیباییهای بهار و به ویژه گلها اشاره میکند که تحت تأثیر محبت او رونق یافتهاند. او همچنین از ساقی میخواهد که نوشیدنی بدهد تا یاد معشوق را بیشتر در دلش زنده کند. در پایان، شاعر از بهار و زیباییهایش میخواهد که بر حسن معشوق بیفزاید و دنیای اطراف را تحت تأثیر عشق خود قرار دهد.
هر شب این اندیشه در بر غنچه را دل خون کندکز دل آخر چون جمالت روی گل بیرون کند
هوش مصنوعی: هر شب این فکر از دل مرا به شدت غمگین میکند که وقتی روزی زیباییات از دل خود بیرون آید، چه حال و روزی خواهم داشت.
تا ببندد خواب نرگس تا گشاید کار گلگاه مرغ افسانه خواند گاه باد افسون کند
هوش مصنوعی: شکوفههای نرگس خوابیدهاند تا کار شکفتن گل آغاز شود. گاه، پرندهای داستانهایی را میخواند و در زمان دیگری، باد جادو میکند.
از صبا روی صحاری خنده چون لیلی کندوز هوا ابر بهاری گریه چون مجنون کند
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به سرزمینهای خشک و سوت و کوری شادابی و خنده میبخشد، مانند لیلی که با زیباییاش دلها را شاد میکند. و در عوض، ابرهای بهاری با بارشهایشان غمانگیز و مانند مجنون اشک میریزند.
زلف مشکین حلقه شب را بیندازد فلکبا جمال طلعت خورشید رو افزون کند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شب با زلفهای مشکیاش بر آسمان سایه میافکند و در عوض، زیبایی چهره خورشید این تاریکی را روشنتر میکند.
باد بر بوی نسیم زلف سنبل در ختننافه را چندان دهد دم، تا جگر پر خون کند
هوش مصنوعی: باد به قدری بوی خوش و نازک زلف سنبل را در شهر ختن پخش میکند که جان را به شدت میآزارد و دل عاشق را پر از التهاب و درد میسازد.
لاله نعمان نشان جام کیخسرو دهدنرگس رعنا خیال تاج افریدون کند
هوش مصنوعی: لالهای که در دشت میروید، نشانهای از جمال و زیبایی کیخسرو است. همچنین، نرگس زیبای دیگر، احساس و خیالی از تاج افریدون را در ذهن میسازد.
لاله همچون من دلی در اندرون دارد سیهآن چه بینی کو به ظاهر گونه را گلگون کند
هوش مصنوعی: لاله، مانند من، در دل خود غمی پنهان دارد. آنچه که میبینی، او فقط ظاهرش را زیبا کرده است.
باد سوسن را زبانی گربه آزادی ندادبیزبانی وین همه آزادی از وی چون کند
هوش مصنوعی: باد سوسن، به دلیل عدم توانایی گربه در بیان خواستهها، هیچ آزادی به او نداد. اما این همه آزادگی که از او دیده میشود، به خاطر غیرقادر بودن او در بیان احساساتش است.
ساقی آن می ده که عکس او به عکس آفتابصبحدم خون شفق در دامن گردون کند
هوش مصنوعی: میگوید که ای ساقی، آن نوشیدنی را برسان که نورش مانند نور خورشید در صبحگاه، رنگ سرخی را بر دامن آسمان بپاشد.
سوی میدان بر، کمیتی را که صبح از نسبتشبر سواد خیل لیل از نیم شب شبخون کند
هوش مصنوعی: به طرف میدان برو، کمیتی را که صبح به خاطر شباهتش با گروه شب، در نیمههای شب حمله میکند.
بلبل و گل ساختند از نو نوای برگ و عیشهرکه را برگ و نوایی هست عیش اکنون کند
هوش مصنوعی: بلبل و گل دوباره شادی و نغمهای نو آفریدند. هر کسی که شادی و سرزندهگی دارد، اکنون میتواند از زندگی لذت ببرد.
ای بهار عالم جان جلوهای کن تا رختارغوان و لاله بر حسن خود مفتون کند
هوش مصنوعی: ای بهار زیبای جهان، لطفی کن و خود را به نمایش بگذار تا زیباییات، گلهای ارغوان و لاله را مجذوب خود کند.
در هوای عارضت عنبر همی ساید نسیمتا به خط عنبرین اوراق را مشحون کند
هوش مصنوعی: نسیم، در هوای چهرهات، بوی خوشی را میپراکند تا صفحات دلفریب و معطر را پر کند.