غزل شمارهٔ ۲۰۱
هوش مصنوعی: شاعری در این شعر به بیان احساس عمیق عشق و longing میپردازد. او میگوید حتی اگر در آتش بسوزد، از دلش دود عشق برنخواهد آمد. او خود را همچون غنچهای خوشبو از باغ معشوقش میداند و میگوید شوقش روز به روز بیشتر میشود و صبر از کف داده است. در غیاب معشوق، او به یاد او خوشحال نمیشود و حتی عمرش کم میشود، ولی عشق به معشوقش هر روز بیشتر میشود. او به شدت تحت تأثیر یاد معشوقش است و چشمش غیر از او به کسی نگاه نمیکند. شاعر در نهایت به زیبایی تنفسی معشوقش اشاره میکند و میگوید که بوی خوش او به خاطر عشق او است.
اگرم بر سر آتش بنشانی چون عودنیست ممکن که برآید ز من سوخته دود
هوش مصنوعی: اگر مرا بر آتش بگذاری، مثل عود نمیتوانم مانند یک چوب سوخته بخار بلند کنم.
بر سرم هرچه رود خاک رهم گو: میرونیستم باد که از کوی تو برخیزم زود
هوش مصنوعی: هر اتفاقی که برایم بیفتد یا هر بلایی که سرم بیاید، بگو که من دیگر نمیروم. من مثل باد نیستم که به راحتی از کنار تو دور شوم.
منم از باغ تو چون غنچه به بویی خوشدلمنم از کوی تو چون باد، به گردی خشنود
هوش مصنوعی: من مانند غنچهای در باغ تو هستم که بوی خوشی دارد و همچنین مانند بادی هستم که در کوی تو میوزد و از آنجا خشنودم.
شوقم افزون شد و آرام کم و صبر نمانددر فراق تو ولی عهد همانست که بود
هوش مصنوعی: علاقهام بیشتر شد و آرامش از بین رفت و دیگر صبر و تاب جدایی تو را ندارم، اما وضعیت همانطور که بود، باقی است.
بیشراب عنبی را که به موی مژهامدیده بر یاد تو از جام زجاجی پالود
هوش مصنوعی: من یاد تو را با قطرهای از شراب عنابی که در مژههایم نشسته، در جام شفاف و بلورینی پالودهام.
خندهای زد دهنت، تنگ شکر پیدا کردهر یکی گوهر پاکیزه خود باز نمود
هوش مصنوعی: دهان تو خندهای زد و به وسیله آن شکرینی به وجود آورد، و هر کدام از گوهرهای پاک و با ارزش خود را آشکار کرد.
عمر من کم شد و عشق تو فزون پنداریکانچه از عمر کم آمد، همه در عشق فزود
هوش مصنوعی: عمر من به سرعت گذشت و عشق تو روز به روز بیشتر شد. به نظرم هر چه از عمرم کم شد، تمام آن زمان به عشق تو افزوده شد.
دیده از غیر تو تا خلوت دل خالی کردجز به روی تو مرا، هیچ دردل نگشود
هوش مصنوعی: چشمانم از نگاه دیگران خالی شده و تنها به یاد توست. هیچ چیز دیگری در دل من جا ندارد و فقط تو هستی که در دل من راه داری.
وه که چون غنچه چه مشکین نفسی ای سلمان؟نیست مشکین دمت الا زدم خون آلود
هوش مصنوعی: ای سلمان، چه بویی چون عطر غنچه از تو به مشام میرسد! اما این بوی خوش، تنها به خاطر خون آلودگی دمت است.