غزل شمارهٔ ۲۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توبههای غیرصادقانه که واقعی نیستند، انتقاد میکند و میگوید که این نوع توبه نمیتواند به کسی کمک کند. همچنین تأکید میکند که در دنیا، درویشها نیز میتوانند پادشاهی کنند اگر قانع و راضی به آنچه دارند باشند. شاعر آرزو دارد که لباس کبودش را به رنگ گلگون درآورد، زیرا رنگ زرق و برق از دلهای بیخبر و زنگی برنمیزداید. او از خود میخواهد که نقابها را بردارد، زیرا جز زیبایی معشوق چیزی نمیبیند. در نهایت، شاعر میگوید که عشق هر روز بیشتر میشود و هر چه زمان میگذرد، عشق او نیز عمیقتر میشود.
از توبه ریایی، کاری نمیگشاید وز ملک و پادشاهی، چیزی نمیفزاید
هوش مصنوعی: از نشان دادن توبه به صورت غیرصادقانه فایدهای حاصل نمیشود و همچنین از سلطنت و حکمرانی هیچ چیزی به ارزشهای واقعی زندگی اضافه نمیگردد.
در ملک فقر دارد، درویش پادشاهی قانع به هر چه باشد، راضی به هر چه آید
هوش مصنوعی: در سرزمین فقر، درویشی وجود دارد که به زندگی سادهاش راضی است و به هر چیزی که پیش آید، قانع است.
دلق کبود خواهم، کردن به باد گلگون کاین رنگ زرقم از دل، زنگی نمیزداید
هوش مصنوعی: من خواستار لباس آبی رنگی هستم که در کنار رنگ سرخ به اهتزاز درآید، چرا که این رنگ پر زرق و برق نمیتواند غم و اندوهی که در دل دارم را بزداید.
بردار برقع از رو، کایینه درونم جز صورت جمالت نقشی نمینماید
هوش مصنوعی: حجاب و پوشش را از چهرهام کنار بزن، زیرا آنچه در درون من است، تنها زیبایی توست که به چشم میخورد.
عشق است هر دم افزون، گویی که هر چه ما را از عمر میشود کم در عشق میفزاید
هوش مصنوعی: عشق هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود، انگار هر چه از عمر ما کاسته میشود، در عشق افزوده میگردد.