غزل شمارهٔ ۳۰۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عشق است. شاعر میگوید که هر کسی که عاشق زیبایی دلبران باشد، نمیتواند دلش را به چیزی غیر از آن بسپارد. حسن و زیبایی بیپایان است و عاشقان واقعی از عشق به دیگران رها میشوند. وقتی چهرهی زیبا را میبینی، تیرگیها و فتنهها در پیش چشمت میآید. همچنین، اشاره میشود که در عشق به معشوق، فرد خود را از هر چیز دیگری آزاد میکند و محبت او مرکز توجه قرار میگیرد. در نهایت، شاعر میگوید که در محضر عشق، هیچ کسی بدون ارتباط با آن فرد نمیتواند بماند و همه تحت تأثیر زیبایی او قرار میگیرند.
هر که را مقصود، حسن عارض است از دلبران عارضی عشق است، نتوان نهادن دل بر آن
هوش مصنوعی: هر کس که هدفش زیبایی ظاهری است، از دلبرانی که فقط جذابیت ظاهری دارند، عشق واقعی نمیتواند پیدا کند و نمیتواند دلش را به آنها بسپارد.
حسن دریایی است بیپایان و آبش گوهر است عاشق صاحب نظر دارد مراد از دلبران
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی همچون دریا و بیپایان است و زیباییهایش مانند انگشتری ارزشمند هستند. کسی که عاشق است، باید به خواستهاش که دلبران هستند، توجه کند.
دیگرم غیر از تو میل صحبت دیگر نماند آنکه مشغول تو شد دارد فراغ از دیگران
هوش مصنوعی: دیگر هیچ تمایلی به صحبت با دیگران ندارم. کسی که دل به تو سپرده است، از همه چیز دیگر آزاد شده است.
چون نماید روی زیبا فتنهها بینی درین درگشاید چشم جادو پردهها یابی در آن
هوش مصنوعی: وقتی که چهره زیبایی ظهور کند، میبینی که چگونه فتنهها آغاز میشوند. در این حال، اگر چشمان جادوگری را بگشایی، پردههای پنهانی را خواهی یافت.
گر به سویش راه بردی هر کسی یک سو شدی اختلاف قبله اسلامیان و کافران
هوش مصنوعی: اگر به سمت او پیش بروی، هر کسی به سمتی دیگر خواهد رفت. این نشاندهنده تفاوت جهتگیریهای مسلمانان و کافران است.
در درون پرده وصل تو کس را نیست باربر سر کوی تو میگردند سرگردان سران
هوش مصنوعی: در دل پیوند تو کسی وجود ندارد و در کوچههای تو، افراد سرگردان و بیهدف در حال پرسهزنی هستند.
چاکران و بندگان بسیار داری، نیک و بد گیر سلمان را ز جمع بندگان و چاکران
هوش مصنوعی: تو دارای بسیاری از خدمتکاران و بَندگان هستی، افراد خوب و بد. از میان این خدمتکاران و بندگان، سلمان را انتخاب کن.