غزل شمارهٔ ۳۱۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شوق به شراب و زیبایی است. شاعر بیان میکند که از نوشیدن شراب لذت میبرد و به خاطر یاد معشوق خود، حتی به آب خوردن هم فکر نمیکند. او میگوید که چشمهای معشوقش او را به مستی کشانده و او از این حال لذت میبرد. همچنین به این نکته اشاره میکند که نمیتواند از مینوشی دست بکشد و از حال و هوای مستی و شادابی نمیتوان چشمپوشی کرد. در نهایت، بر این باور است که لذت امروز را بدون نگرانی از فردا باید تجربه کرد.
چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن کز شوق آن ندارم، پروای آب خوردن
هوش مصنوعی: من به قدری غرق در شوق و ذوق هستم که دیگر حتی به نوشیدن آب هم اهمیت نمیدهم و فقط در فکر خوشحالی ناشی از نوشیدن شراب هستم.
بر یاد روی خوبان، می میخوریم والحق ذوقی تمام دارد، بر گل شراب خوردن
هوش مصنوعی: به یاد چهرههای زیبا، شراب مینوشیم و واقعاً لذت بینظیری دارد که روی گل شراب بنوشیم.
ترکان چشم مستت، آوردهاند رسمی از خون شراب دادن، وز دل کباب خوردن
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و مست تو، عادت و رسمی دارند که در آن از خون شراب مینوشند و از دل سوزان لذت میبرند.
از مستی صبوحی، قطعا نمیتوانم یک جام می چو عیسی، با آفتاب خوردن
هوش مصنوعی: از سر مستی صبحگاهی، به هیچ وجه نمیتوانم یک جام شراب مانند عیسی با تابش آفتاب بنوشم.
می را حساب فردا، خواهند کرد و خواهم ز امروز تا به فردا، می بی حساب خوردن
هوش مصنوعی: آنها شراب را برای فردا حساب خواهند کرد و من از امروز تا فردا بیحساب شراب مینوشم.