غزل شمارهٔ ۳۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حس تنهایی و longing (اشتياق) شاعر به لبهای شیرین محبوبش و لذتهایی است که در کنار عزیزان میتواند تجربه کند. شاعر اذعان میکند که بدون وجود یار، زندگیاش بیمعنا و دردناک است. او حسرت دیدار دوباره یار را دارد و در عین حال از طبیبان میخواهد تا برای درمان دردهایش به او توجه کنند. شاعر همچنین به اهمیت عشق و روزهای خوب آینده اشاره میکند و آرزو دارد دوباره در کنار محبوبش باشد. در نهایت، او از غیبت برخی بدگویان و اثر آن بر خود نیز سخن میگوید.
جان ندارد بی لب شیرین جانان لذتی بی عزیزان نیست عمر نازنین را لذتی
هوش مصنوعی: زندگی بدون لبهای شیرین محبوب، هیچ لذتی ندارد و عمر گرانبها با عزیزان بدون خوشی نیست.
بر سر من کس نمیآید به پرسش جز خیال جز خیالش کس ندارد بر سر من منتی
هوش مصنوعی: هیچکس به سراغ من نمیآید تا از احوالم بپرسد، فقط خیالم با من است. دیگر هیچکس نیست که بر من منت بگذارد.
شربت قند لبش میسازد این بیمار را کو لب او تا مرا از قند سازد شربتی؟
هوش مصنوعی: این بیمار در پی نوشیدنی شیرینی است که لبهای محبوبش میتواند برایش درست کند. او به لبهای محبوبش اشاره میکند و میگوید که چطور این لبها میتوانند برایش شربتی خوشمزه و دلپذیر بیافرینند.
از غم تنهایی آمد جان شیرین نزد لب تا بیادش هر دو میدارند با هم صحبتی
هوش مصنوعی: از درد تنهایی، جان شیرین به لب آمد تا به یاد او هر دو با هم گفتوگو کنند.
حسرتی دارم که بینم بار دیگر روی یار گر درین حسرت بمیرم دور از ازو وا حسرتی
هوش مصنوعی: من آرزویی دارم که دوباره چهره محبوبم را ببینم. اگر در این آرزو بمیرم، دور از او، چه حسرت بزرگی است!
در درون دارم خروشی ای طبیبان پرسشی در سفر دارم عزیزی ای عزیزان همتی
هوش مصنوعی: درون من شور و حال زیادی وجود دارد، ای پزشکان، سوالی دارم. در سفر به جایی، شخصی عزیز و مهم برایم هست، ای عزیزان، به من کمک کنید.
آن همایون عید من یک روز خواهد کرد عود جان کنم قربان گرم روزی شود این دولتی
هوش مصنوعی: در آینده روزی میرسد که من به شادی و خوشحالی خواهم رسید و جانم را فدای آن روز میکنم که چنین خوشبختی برای من بهوجود آید.
میفرستم جان به پیشش کاشکی این جان من داشتی در حلقه زلفش به مویی قیمتی
هوش مصنوعی: میخواهم جانم را به او بفرستم، کاش او هم جانم را داشت. در حلقه زلفش، آنقدر ارزشمند است که شبیه یک مروارید گرانبها به نظر میرسد.
غیبتی کردند بدگویان به باطن زین جهت یک دو روزی کرد از سلمان به ظاهر غیبتی
هوش مصنوعی: افراد بدگوی به دلایل مختلفی از او غیبت کردند و به همین خاطر سلمان به مدت یک یا دو روز از نظر ظاهر غایب شد.