غزل شمارهٔ ۳۶۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپایان شاعر به محبوب است. شاعر خود را مرده میداند مگر اینکه محبوبش او را زنده نگه دارد. او زندگیاش را به خاطر محبوبش میسازد و از تاریکیها و غمهای دنیا برای او میگذرد. حتی اگر عمرش به خاطر عشق به محبوبش زیانمند باشد، برایش مشکلی نیست؛ چرا که خوشحالی محبوبش مهمتر از هر چیزی است. شاعر همچنین اشاره میکند که همه وجود او برای محبوبش است و حتی در درد دلش، تنها نام محبوب را دارد. در نهایت، شاعر از او میخواهد که در افکارش حضور داشته باشد و در گفتوگوهایش همیشه در خاطرش باشد. عشق او به محبوب به قدری عمیق است که حتی در بیان احساساتش نیز نمیتواند به درستی او را توصیف کند.
صنما مرده آنم که تو جانم باشی میدهم جان که مگر جان جهانم باشی
هوش مصنوعی: من در زندگیام به شدت وابسته به تو هستم، به گونهای که اگر تو نباشی، انگار مردهام. جانم را فدای تو میکنم به امید اینکه شاید تو روح و هستی جهان من باشی.
روز عمر من مسکین به شب آمد تا تو روشنایی دل و شمع روانم باشی
هوش مصنوعی: زندگی من با همه تنگ دستی و سختیاش به شب رسیده است تا تو روشنی دل من و نور زندگیام باشی.
بار گردون و غم هر دو جهان در دل من نه گران باشد اگر تو نگرانم باشی
هوش مصنوعی: دوران و مشکلات زندگی برای من سنگین نیست، اگر تو نسبت به من نگران باشی.
گر به سودای توام عمر زیان است چه غم سودم این بس که تو خرم به زیانم باشی
هوش مصنوعی: اگر برای رسیدن به تو زندگیام زیانآور باشد، برایم اهمیتی ندارد؛ همین کافی است که تو در این زیان، خوشبخت و شاد باشی.
تو سراپا همه آنی و همه آن تواند غرض من همگی آنکه تو آنم باشی
هوش مصنوعی: تو تمام وجود تو فقط همین است که من از تو میخواهم، و خواسته من تنها این است که تو همانی که هستی، باشی.
من نهان درد دلی دارم و آن دل بر توست ظاهراً با خبر از درد نهانم باشی
هوش مصنوعی: من در دل خود غمی دارم که این غم مربوط به توست و به نظر میرسد که تو از این غم پنهانی من باخبر هستی.
جان برون کردهام از دل همگی داده به تو جای دل تا تو به جای دل و جانم باشی
هوش مصنوعی: من از دل و جانم برای تو دادهام و حالا تو باید جای دل و جان من باشی.
چون در اندیشه روم گرد درونم گردی چو در آیم به سخن ورد زبانم باشی
هوش مصنوعی: وقتی به فکر و خیال روم، تو هم در تمام وجودم حضور داری. و زمانی که صحبت میکنم، تو هم بر لبانم هستی.
در معانی صفات تو چه گوید سلمان هر چه گویم تو منزه ز بیانم باشی
هوش مصنوعی: سلمان نمیتواند به درستی وصف تو را بیان کند، چون هر چه بگوید، تو از آن سخن فراتر هستی و پاکتر از آنی که با کلمات توصیف شود.