قطعه شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نوعی از طنز و نمایش انسانها و حیوانات پرداخته است. او با خوشحالی از داشتن چهارپا (شتر) سخن میگوید و عقلش به او میگوید که در حیوانات دلایلی شگفتانگیز از آفریدگار وجود دارد. سپس با مشاهده یک جانور ضعیف مثل عنکبوت، به او نزدیک میشود و میپرسد که چه نوع حیوانی است. جانور پاسخ میدهد که شتر است، اما شاعر در واکنش میگوید که او را بلا میداند و اشارهای به دشواریها و بلاهای زندگی دارد. در نهایت، این گفتگو به طنز میانجامد که در زمانه شتر، گربهها هم وجود دارند، یعنی هر چیز در جای خود و در شرایط مخصوص خود معنیدار است.
دادند اشتری دو سه نواب شه مرا شادان شدم از آنکه مرا چارپا بسی است
هوش مصنوعی: به من چندین نعل اسب دادند که خوشحال شدم، زیرا من چهارپایان زیادی دارم.
عقلم به طنز میگفت انظر الی الابل کاندر ابل عجایب صنع خدا بسی است
هوش مصنوعی: عقلم میگفت به شگفتی به شتران نگاه کن، چرا که در شتران بسیاری از عجایب آفرینش خداوند وجود دارد.
دیدم ضعیف جانوری مثل عنکبوت گفتم کزین متاع مرا در سرا بسی است
هوش مصنوعی: دیدم موجودی ضعیف و ناتوان مانند عنکبوت، پس گفتم که از این نوع کالاها در خانه من زیاد است.
پرسیدمش چه جانوری گفت من شتر گفتم بلای جانی و ما را بلا بسی است
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که چه موجودی هستی، او پاسخ داد که من شتر هستم. من نیز گفتم که تو برای جان ما خطر بزرگی هستی و مشکلات زیادی برای ما به همراه داری.
گفتم تو گربهای نه شتر گفت چاره نیست در حیز زمانه شتر گربهها بسی است
هوش مصنوعی: من گفتم تو مانند گربهای هستی نه شتر، او پاسخ داد که چارهای نیست، زیرا در این زمانه شترها بسیارند که گربهها را تحتالشعاع قرار میدهند.