قطعه شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره بلقیس ثانی (ملکه سبا) و ویژگیهای اوست. شاعر با زبان شاعرانه از مقام بلقیس و محبت او سخن میگوید و توصیفاتی از لطافت و کرامت او میکند. شاعر به خورشید مهر او و تاثیرات نشاطآور او بر آسمان اشاره میکند و میگوید که نام او بر گلها نشسته و به مملکت شکوفایی و سرسبزی امید میبخشد.
شاعر همچنین به اسب و مرکبهایش اشاره میکند و از آرزوی خود برای داشتن اسبی نیرومند و مناسب صحبت میکند. او به دنبال اسبی است که توانایی راندن و خدمات شایسته را داشته باشد تا در کنار بلقیس قرار گیرد. در نهایت، شاعر به سایه امن و امان بلقیس اشاره میکند و آرزو دارد در زیر بمشیت و حکمرانی او زندگی کند.
بلقیس ثانی ای که صد پایه رای تو بالای دست را بعه آسمان نشست
هوش مصنوعی: ای بلقیس ثانی، تو که حکم و نظر تو همچون پایهای محکم، آسمان را در دست تو قرار داده است.
لطفت به آستین کرم پاک میکند گردی که گرد دامن آخر زمان نشست
هوش مصنوعی: لطفت به آستینِ کرم، ناپاکیها و غمهایی که در دامن زمانه جمع شده را پاک میکند.
خورشید مهر توست که در جان چرخ تافت گوهر حدیث توست که در طبع کان نشست
هوش مصنوعی: خورشید محبت تو در دل آسمان نورافشانی میکند و سخنان تو همچون گوهری در دل زمین جای دارد.
گردی است کز نشاط تو برخاست آسمان آنگه به خدمت آمد و بر آستان نشست
هوش مصنوعی: بخشی از شادمانی و سرزندگی تو به قدری تاثیرگذار است که آسمان نیز به شوق و سرور به خدمت تو میآید و در درگاه تو حضور مییابد.
نام کنیزکی تو بر خود نهاد گل زان بر سریر مملکت بوستان نشست
هوش مصنوعی: نام کنیزک تو مانند گلی زیبا بر روی خودت قرار گرفته و به همین دلیل بر تخت پادشاهی که به مانند یک باغ سرسبز است، نشستهای.
شاها امید بود که داعی به دولتت بر مرکبی بلند جوان روان نشست
هوش مصنوعی: ای پادشاه، امیدوار بودم که دعوتکننده به فرمانرواییات بر اسبی بلند و جوان به سفر آمده است.
اسپیم پیر کوته کاهل همی دهند اسبی نه آنچنان که توانم بران نشست
هوش مصنوعی: دوستی را که در سن و سال بالاست و تنبل است، اسبی میدهند که فقط مناسب او نیست و من میتوانم برانم، اما این اسب برای او مناسب نیست.
چون کلک مرکبی سیه و سست و لاغر است جهل مرکب است بر اسبی چنان نشست
هوش مصنوعی: مثل این است که اگر مرکبی سیاه و ضعیف و ناتوان باشد، بر آن سوار شدن نشانه نادانی است.
از بنده مهتر است به ده سال و راستی گستاخی است بر زبر مهتران نشست
هوش مصنوعی: به مدت ده سال، شخصی که در مقام و موقعیت پایینتری قرار دارد، از کسی که در مقام بالاتری است برتر شده است و این خود نشان از بیاحترامی و گستاخی دارد که بر جمع معتبران نشسته است.
اسب سیه نخواهم و خواهم به دولتت بر خنگ باد سرعت آتش عنان نشست
هوش مصنوعی: من اسب سیاه نمیخواهم، بلکه به برکت و خوشبختی تو، بر سرعت آتش، افسار را در دست خواهم گرفت.
ور نیست خنگ نیک بفرمای تا مرا اسبی چنان دهند که بر وی توان نشست
هوش مصنوعی: اگر کسی نادان نباشد، مهربانی کن و به من بگو تا اسبی مثل این به من بدهند که بتوانم بر آن سوار شوم.
ظلت ظلیل باد که گیتی به دولتت در سایه مظله امن و امان نشست
هوش مصنوعی: باد سایهپناهی بر گیتی افکنده است و در سایه امن و امان تو، دنیا در آرامش قرار گرفته است.