تناجی
سلمان ساوجی

بخش ۸۱ - غزل

مخور اَندُه که همه کار به کام تو شودشادی آید ز بن گوش غلام تو شود
آنکه یاقوت لبش در نظر تست مدامشکرین پسته او نقل مدام تو شود
بعد از این خطبه اقبال به نام تو کندعاقبت سکه خورشید به نام تو شود
آخر این مرغ همایون که دلت دانه اوستآید از روی هوا بسته دام تو شود
چشم ارباب نظر خلوت خاصت گرددخون اصحاب غرض جرعه جام تو شود