بخش ۹۲ - بازگشتن شادیشاه به شام
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف طبیعت و زیباییهای دشت پرداخته است. او از برپایی خیمهها در دشت میگوید که زمین را به آسمان تشبیه میکند. هنرمندان، به دلیل احساس غم، ساز بزم را کنار میگذارند و لشکرهایی به سمت دشت میآیند. دشت زیبایی خاصی دارد، مانند گلزار جوانی که شکوفا و خوشبوست و پر از صحنههای دیدنی است، مثل گلها و چشمههای زلال.
هوای آن دشت دلنشین و شاداب است و درختان و گلها در زیر باران شادابی یافتهاند. بلبلها در صبحگاهان با گلها آواز میخوانند و این تصاویر زیبا نمایانگر طبیعی شگفتانگیز است که حس زندگی و سرزندگی را به خوبی منتقل میکند.
حکایت را بدین پیدا شد انجامسحرگه کرد شادی روی در شام
هوش مصنوعی: داستان به اینجا رسید که سحرگاه، شادی و زیبایی چهرهای در شب پدیدار شد.
ملک جمشید را افسر طلب کردحکایتهای شادی شه درآورد
هوش مصنوعی: ملک جمشید خواست تا تاج و کلاهی را که ویژه او بود به دست آورد و داستانهای شادی را که با آن همراه بود، بیان کرد.
ملک را گفت: «شادی رفت در شامنمی دانم که چون باشد سرانجام
هوش مصنوعی: پادشاه گفت: «شادی به شام رفته و نمیدانم سرانجام کار او چگونه خواهد شد.»
ندانم کو کشد لشکر برین بومز شادی عکس گردد کشور روم
هوش مصنوعی: نمیدانم چه کسی لشکری را به این سرزمین میآورد، اما اگر چنین شود، کشور روم از شادی به تماشا خواهد ایستاد.
ملک برخواست گفت: «ای بر سران شاهز ماهی باد محکوم تو تا ماه
هوش مصنوعی: فرشته خداوند بلند شد و گفت: «ای کسی که بر سرپستترین و ناتوانترین افراد سلطنت میکنی، تو تا ابد تحت سلطه و فرمانروایی حوادث و زمان خواهی بود.»
اگر فرمان دهد فرمانده رومروم سازم بر ایشان شام را شوم
هوش مصنوعی: اگر فرمانده روم دستور دهد، من به راحتی برای آنها شام را فراهم میکنم.
همی تا بر تو شام آرد عدو بامروم از روم و صبحش را کنم شام»
هوش مصنوعی: هر وقت که دشمن به تو حمله کند و شب را بر من تحمیل کند، من بی درنگ صبح را تبدیل به شب میکنم.
بدین معنی ملک فصلی بپرداختکه از شادی سر افسر برافراخت
هوش مصنوعی: به این مفهوم، سرزمین به یک فصل خاص اختصاص یافت که باعث شادی و انگیزه سرپرستش شد.
بدو گفت: « آفرین بر گوهر نیک!قوی مردانه میگویی سخن، لیک
هوش مصنوعی: او به او گفت: «خداحافظی بر ویژگیهای خوب! تو با قدرت و اعتماد به نفس سخن میگویی، اما...
ز گفتار تهی کاری نیایدبه گفتار اندرون کردار باید
هوش مصنوعی: از گفتن و حرف زدن چیزی به دست نمیآید، باید در عمل و کردار نشان بدهیم.
اگر زین عهد و پیمان برنگردیبه جای آورده باشی شرط مردی
هوش مصنوعی: اگر از این پیمان و عهدی که بستهای برنگردی، یعنی این که به شرط مردانگی عمل کردهای.
ترا قیصر ز گردون بگذرانددهد دختر به خورشیدت رساند»
هوش مصنوعی: تو را به مقام بلندی میرساند و برایت دختری میآورد که درخشش و زیباییاش مانند خورشید است.
به دارای جهان جم خورد سوگندکه : «تا جان و تنم را هست پیوند
هوش مصنوعی: به داراییهای جهان جم قسم میخورم که تا زمانی که جان و تن من به هم پیوند دارد، این قول را حفظ خواهم کرد.
من از فرمان قیصر برنگردماگر زین قول برگردم، نه مردم
هوش مصنوعی: من هرگز از دستورهای قیصر عقبنشینی نخواهم کرد و اگر از این وعده برگردم، دیگر انسان نیستم.
بباشم در رهش تا زنده باشمبدین در کمترینش بنده باشم»
هوش مصنوعی: من هر وقت زندهام، در راه او خواهم بود و حتی در کمترین حالت، خود را بنده او میدانم.
چو بشنید آن سخن برخاست آن سروبه پیش قیصر آمد راست آن سرو
هوش مصنوعی: وقتی آن سخن را شنید، آن درخت بلند و زیبا به پا خاست و به سمت قیصر رفت.
بدادش مژده از گفتار جمشیدشهنشه شاد شد از کار جمشید
هوش مصنوعی: او با شنیدن خبر خوش از سخنان جمشید، پادشاه بزرگ، خوشحال و شادمان شد و از رفتارهای جمشید خرسند گردید.
اشارت کرد از آن پس رومیان راکه: « در بندید بهر کین میان را»
هوش مصنوعی: از آن پس، رومیان را به این نکته متوجه کرد که: «برای انتقام، خود را آماده کنید.»