شمارهٔ ۳۳ - گل من کجایی (شور)
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میپردازد. او میگوید وقتی که با معشوق است، غم و درد از بین میرود، اما در غیبت او جانش به شدت آسیب میبیند. شاعر به جدایی از محبوب اشاره میکند و از بیوفایی او گلایه دارد. او از معشوق میخواهد که به سوی او بیاید و از جدایی رنجبار خود سخن میگوید. احساسات عاشقانه و درد ناشی از دوری در این شعر به وضوح مشهود است.
آن دم که باتو باشممحنت و غم سرآید
هوش مصنوعی: زمانی که با تو باشم، تمام دردها و غمها به پایان میرسند.
و آن شب که بی تو باشمجانم ز تن برآید
هوش مصنوعی: وقتی که شبی را بدون تو بگذرانم، گویا جانم از بدنم خارج میشود.
پیش تو سر نهادمای فتنه دل و جان
هوش مصنوعی: ای عشق من، جان و دل خود را به پیش تو تسلیم کردهام.
تا از بلای عشقتما را چه بر سر آید
هوش مصنوعی: چگونه بلای عشق تو بر ما اثر خواهد گذاشت؟
گل من کجایی؟تا به کی همچو گل بی وفایی
هوش مصنوعی: عزیزم، کجایی؟ تا کی میخواهی مثل گل که بیوفاست، دوری کنی؟
بیا وز رفیقان جدا شوکاتشم بر جگر زد جدایی
هوش مصنوعی: بیا و از دوستانت جدا شو، زیرا جدایی به دل من ضربه میزند.
دارد شکایت ای گلدل بی نهایت از تو
هوش مصنوعی: ای گل، دل بینهایت من از تو شکایت دارد.
اما به لب نیارمهرگز شکایت از تو
هوش مصنوعی: هرگز از تو شکایتی نمیکنم و چیزی به زبان نمیآورم.
افتد ز پرده بیرونراز نهفته آخر
هوش مصنوعی: رازهایی که پنهان شدهاند، در نهایت به بیرون خواهند آمد و نمایان خواهند شد.
دل پر شکایت از غملب پرحکایت از تو
هوش مصنوعی: دل پر از نارضایتی و غم است و لب ها داستان تو را بازگو میکنند.
گل من کجایی کجاییتا به کی همچو گل بی وفایی
هوش مصنوعی: دلبند من کجایی؟ تا کی باید مانند گلی بیوفا و تنها بمانم؟
بیا وز رفیقان جدا شوکاتشم بر جگر زد جدایی
هوش مصنوعی: بیا و از دوستانت کنارهگیری کن، چون درد جدایی به شدت بر دل میزند.