سرگشته
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس دلتنگی و رنج است. شاعر از عدم آسایش و آرامش در وجود خود میگوید، که همانند خواب از دست میرود و به راحتی نمیتواند آرامش پیدا کند. او شبها از نالههای دل بیدار میماند و حتی از آزار دوستان و دشمنان نیز فرار نمیکند، زیرا عاشق است و دلش توان تحمل آزار را دارد. در انتها، شاعر میترسد که نالههایش آن محبوب را فراری دهد. در کل، شعر حس ناامیدی، عشق و درد را به تصویر میکشد.
بیروی تو راحت ز دل زار گریزدچون خواب که از دیده بیمار گریزد
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، دل زار و نزار من آرامش را ترک میکند، مانند خواب که از چشمان بیمار فرار میکند.
در دام تو یک شب دلم از ناله نیاسودآسودگی از مرغ گرفتار گریزد
هوش مصنوعی: یک شب در دام تو، دل من هیچگونه آرامش نداشت و از ناله و فریاد نمیتوانستم رهایی یابم. آسایش از پرندهای که در بند است، فراری است.
از دشمن و از دوست گریزیم و عجب نیستسرگشته نسیم از گل و از خار گریزد
هوش مصنوعی: ما از دشمن و دوست فاصله میگیریم و این عجیب نیست که نسیم از گل و خار فرار کند.
شب تا سحر از ناله دل خواب ندارمراحت به شب از چشم پرستار گریزد
هوش مصنوعی: در طول شب تا صبح، به خاطر نالههای دل، خواب را از دست دادهام و شب به آرامی میگذرد، در حالی که چشمان پرستار از من دور میشود.
ای دوست بیازار مرا هرچه توانیدل نیست اسیری که ز آزار گریزد
هوش مصنوعی: ای دوست، هرچه میخواهی آزارم بده، زیرا دل من دیگر مانند اسیر نیست که از آسیب و آزار فرار کند.
زین بیش رهی ناله مکن در بر آن شوخترسم که ز نالیدن بسیار گریزد
هوش مصنوعی: دیگر ناله نکن، زیرا ممکن است آن معشوق شوخ، از شنیدن نالههایت فرار کند.