تناجی
رهی معیری

افسونگر

یا عافیت از چشم فسون‌سازم دهیا آن که زبان شکوه‌پردازم ده
یا درد و غمی که داده‌ای بازش گیریا جان و دلی که برده‌ای بازم ده