تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردند

به آن رازی که گفتم پی نبردندز شاخ نخل من خرما نخوردند
من ای میر امم داد از تو خواهممرا یاران غزلخوانی شمردند