بخش ۱۰۲ - به آن رازی که گفتم پی نبردند
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به رازی اشاره میکند که دیگران نتوانستهاند آن را درک کنند. او از این موضوع ناراحت است که هیچکس از میوه شیرین تجربههایش بهرهمند نشده است. همچنین، او از یک شخصیت بزرگ (میر) کمک میطلبد و بیان میکند که دیگران او را تنها به عنوان یک غزلخوان میشناسند.
به آن رازی که گفتم پی نبردندز شاخ نخل من خرما نخوردند
هوش مصنوعی: به دلایلی که در مورد رازی که بیان کردم، درک نکردند و از درخت نخل من، میوهای نچیدند.
من ای میر امم داد از تو خواهممرا یاران غزلخوانی شمردند
هوش مصنوعی: من، که رهبری ام را بر عهده دارم، از تو خواهم که مرا به عنوان یک همراه در شعرخوانی بشناسند.