تناجی
اقبال لاهوری

بخش ۱۵۲ - یکی بنگرد فرنگی کج کلاهان

یکی بنگرد فرنگی کج کلاهانتو گوئی آفتابانند و ماهان
جوان ساده من گرم خون استنگه دارش ازین کافر نگاهان