بخش ۳۲۹ - شنیدم مرگ با یزدان چنین گفت
هوش مصنوعی: در این ابیات، مرگ به یزدان (خدا) میگوید که چگونه میتواند جان انسانی را بگیرد و از این کار شرمسار است، زیرا آدمی از مرگ شرمسار نمیشود و در واقع آن را طبیعی میداند. به عبارتی، مرگ و زندگی همواره در جریاناند و انسانها باید با این واقعیت کنار بیایند.
شنیدم مرگ با یزدان چنین گفتچه بی نم چشمه ای گز گل بزاید
هوش مصنوعی: شنیدم که مرگ با خداوند گفت: چه بیمعناست چشمی که از گل رویش برمیخیزد.
چو جان او بگیرم شرمسارمولی او را ز مردن عار ناید
هوش مصنوعی: وقتی جان او را بگیرم، شرمنده میشوم، اما او از مرگ شرمسار نیست.