غزل شمارهٔ ۱۱۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسی تیره و غمگین است. شاعر از اندوهی عمیق و داغی که بر دل دارد سخن میگوید. او به رنگ زعفران اشاره میکند که گویای حال بد اوست و نشان میدهد که خنده نیز نتوانسته است او را شاد کند. حسرتی به یار میخورد که گویی در میکده خوشی را نوشیده و او را تنها گذاشته است.
شاعر احساس ناتوانی و ضعفی دارد که به پیکری خمیده شبیه است و به حالتی از بیصدایی اشاره میکند که ناشی از سوختن دلش است. بخت بد هم او را تنها کرده و او از یاد خود نیز دور مانده و در نهایت اشاره به از دست دادن خویشتن دارد. تمامی این مضامین احساساتی عمیق و تلخ از جدایی و اندوه را به تصویر میکشند.
غم، طرب جوشکرده است مراداغ، گلپوش کرده است مرا
هوش مصنوعی: غم در دل من مانند جوشی سر برآورده و دردی که احساس میکنم مانند گلی است که بر روی آن گذاشته شده است.
زعفران زار رفتن رنگمخنده بیهوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: رنگ زعفران باعث شده که من به حالت بیحالی و شادی بروم و دیگر نتوانم خودم را کنترل کنم.
حسرت لعل یار میکدهایستکه قدح نوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: عشقی که در دل دارم، مانند سنگهای قیمتیست که من فقط به خاطر آن حسرت میخورم؛ چون با آنکه نوشیدنی را مزه کردهام، هنوز نتوانستهام به آنچه میخواهم دست یابم.
آنکهخود را به برنمیگیردصید آغوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: کسی که به خود اهمیت نمیدهد، در واقع در دام عشق و آغوش من گرفتار شده است.
یک نفس بار زندگی چوحبابآبله دوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: زندگی برای من به اندازه بار سنگینی است که یک کودک آبلهزده بر دوش دارد.
ناتوانم چنانکه پیکر خمحلقه درگوشکرده است مرا
هوش مصنوعی: من آنقدر ناتوانم که همچون حلقهای که به گوشم آویخته شده، دچار خمیدگی شدهام.
ازکه نالد سپند سوختهمناله خاموش کرده است مرا
هوش مصنوعی: از کی فریاد بزنم در حالی که آتشسوزی در وجودم خاموش شده و دیگر نمیتوانم بگویانم؟
بخت ناساز دور از آن بر و دوشبیبر و دوش کرده است مرا
هوش مصنوعی: شانس من در دورانی ناخوش در کنار کسی قرار دارد که نه خوشبخت است و نه امیدی به بهبود شرایط خود دارد.
بیدل ازیاد خویش هم رفتمکه فراموشکرده است مرا؟
هوش مصنوعی: من از یاد خود نیز دور شدم، آیا کسی که مرا فراموش کرده است، دیگر به یاد من نیست؟