تناجی
بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۴

نام خود را تا به رسوایی علَم داریم مااز ملامت کی به دل یک‌ذره غم داریم ما؟
از قناعت بود ما را دستگاه همتیچون هما، در ظلّ بال خود کرَم داریم ما
بر امید آن‌که یابیم از دهان او نشانروی خود را جانب مُلک عدم داریم ما
در حرم‌ گه شیخ و گاهی راهب بتخانه‌ایمهرکجا باشیم بیدل! یک صنم داریم ما