غزل شمارهٔ ۲۴۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند تا نور و جمال (زیبایی) مورد انتظار خود را به او بنمایاند. او احساس میکند که در زندگی شادابی و طراوتی وجود ندارد و در جستجوی حقیقت و زیبایی است. شاعر همچنین به آنانی که دور از حقایق هستند، اشاره کرده و از خدا میخواهد تا به آنها نیز نور هدایت ببخشد.
خداوندا به آن نور نظر در دیده جا بنمابه قدر انتظار ما جمال مدعا بنما
هوش مصنوعی: ای خداوند، به نور خود نظر فرما و در دیدههایمان تجلی کن، همانطور که به اندازهی انتظار ماست، زیبایی آرزوی ما را به نمایش بگذار.
نه رنگی از طربداریم و نی از خرمی بوییچمنگمکردهایم آیینهٔ ما را به ما بنما
هوش مصنوعی: ما نه شادی داریم و نه بویی از خوشی، مثل چمنی که گم شدهایم. ای آیینه، خودمان را به ما نشان بده.
شفیعجرم مهجورانبهجز حیرتچه میباشدبه حق دیدهٔ بیدلکه ما را آن لقا بنما
هوش مصنوعی: جز حیرت، چه چیزی میتواند شفیع گناهکاران رهاشده باشد؟ حق دیدهٔ بیدل خویش را به ما نشان بده که ما خواهان آن دیداریم.