غزل شمارهٔ ۶۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احوالات عاشقانه و دردهای ناشی از فراق میپردازد. شاعر از آرزوهایش برای وصال معشوق و احساسات عمیقش در انتظار او سخن میگوید. او به زیباییهای چشم معشوق و تأثیر آن بر روح و جانش اشاره میکند. در عین حال، از غفلت و مشکلاتی که در زندگیاش دارد هم سخن میگوید و به عواقب منفی آن اشاره میکند. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود و احساس بیکسیاش میپردازد و به این نتیجه میرسد که زندگی پر از درد و غم است.
فردوس دل، اسیر خیال تو بودنستعید نگاه، چشم به رویت گشودنست
هوش مصنوعی: بهشت دل، در بند خیال تو بودن است و جشن حقیقی، زمانی است که چشمها به دیدن تو باز میشوند.
شادم به هجر هم که به این یک دم انتظارحرف لب توام ز تمنا شنودنست
هوش مصنوعی: من از جدایی هم خوشحالم، زیرا در این لحظهی کوتاه انتظار، صدای لبهای تو را از شوق شنیدن میزنم.
معراج آرزوی دو عالم حضور منیک سجدهوار جبهه به پای تو سودنست
هوش مصنوعی: آرزوی دو جهان برای من این است که تنها یک سجده با تمام احساس و توجه بر روی زمین در پیشگاه تو داشته باشم.
یاد فنا مرا به خیال تو داغ کردآه از پری که شیشه به سنگ آزمودنست
هوش مصنوعی: یاد مرگ و بیپایداری زندگی، در خیال تو قلبم را داغ کرده است. آه از پری که مانند شیشه، در مواجهه با سنگ محکوم به شکست است.
آسان مگیر، دیدن تمثال ما و منزنگ نفس ز آینهٔ دل زدودنست
هوش مصنوعی: دیدن تصویر ما کار سادهای نیست؛ زیرا برای پاک کردن گرد و غبار از آینه دل، نیاز به تلاشی بیشتر است.
سرها فتاده است دین ره به هر قدماز شرم پیش پا مژهای خم نمودنست
هوش مصنوعی: سرها به زمین افتاده است و در هر قدم، دین مسیر خود را گم کرده؛ از شرم، حتی مژهای را به پایین نگاه کردن هم نالهای از فروتنی دارد.
داغ فشار غفلت ما هیچکس مبادچشمی گشودهایمکه ننگ غنودنست
هوش مصنوعی: دردی که ناشی از غفلت ماست، هیچکس با آن آشنا نیست، چرا که ما چشمانمان را باز نکردهایم و تنها در خواب و غفلت باقی ماندهایم.
این است اگر حقیقت اقبال ناکسیدرحق ما عقوبت نفرین ستودنست
هوش مصنوعی: این وضعیت، اگر واقعیت باشد، نشاندهندهی بدبختی ماست که به خاطر ستایش نادرست، دچار عذاب و کیفر شدهایم.
در دفتر محاسبهٔ اعتبار مابر هیچ یک دو صفر دگر هم فزودنست
هوش مصنوعی: در حساب اعتبار ما، هیچ یک از ارزشها و امتیازها به صورت تصادفی یا بیدلیل افزایش نیافته است.
بیدل غبار ما ز چه دامن جدا فتادبر باد رفتهایم و همان دست سودنست
هوش مصنوعی: غبار ما به چه دلیلی از دامن جدا شده و به باد رفته است، در حالی که ما هنوز با همان دست در کار هستیم.