غزل شمارهٔ ۸۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زندگی و ناپایداری آن اشاره میکند. او از تلاشهای روزمرهاش میگوید که به ندامت و غفلت دچار شده و در نهایت با یادآوری زودگذری زندگی و عواقب آن، افسوس میخورد. اشعار نشاندهندهٔ درویشی است که بدون آگاهی و درک از معنا و حقیقت زندگی، در گردش روزگار میگذرد. شاعر با بیان اینکه هر انسانی در نهایت تنها میرود، به هوسها و آرزوهای بیفایده اشاره میکند و میگوید که زندگی بر اساس نادرستیها و غفلتی گذشته است. او تأکید میکند که در میانهٔ این بحرانها، متوجه میشود که عمر فرصت کم است و باید به حقیقت زندگی تن داد. در نهایت، او به جستجو و نیاز به آگاهی دعوت میکند و از نومیدی و هذیان گفتن نهی میکند.
سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفتآسا هر سودن دستاندکی ز خویش رفت
هوش مصنوعی: روزهایی را تلاش کردم، اما در نهایت احساس پشیمانی کردم. هر سودی که به دست آوردم، نتیجهای جز ناراحتی نداشت.
عالم اسباب هستی چون عدم چیزی نداشتهر که را دیدیم درویش آمد و درویش رفت
هوش مصنوعی: جهان اسباب و علتها در واقع هیچ چیزی را به خودی خود ندارد؛ هر کسی که دیدیم، درویش، یعنی بینیاز و سادهدل، آمد و رفت، نشاندهنده این است که در نهایت همه چیز زودگذر و بیارزش است.
آه از آن مغرور بیدردی کزین ماتمسراهمچو اشکدیدهٔ بینم تغافلکیش رفت
هوش مصنوعی: آه از آن کسی که خود را به غرور میزند و از دردهای دیگران بیخبر است؛ او مانند اشکی است که بدون ریزش، به سرنوشتش بیتوجهی میکند.
صد سحر شور تبسم داشت لعلش لیک حیفاین نمک پر بیخبر از سینههای ریش رفت
هوش مصنوعی: با اینکه لعل او صدها جاذبه و زیبایی دارد و تبسمی دلربا میفراشت، اما افسوس که این نمک و شیرینی او از درد دلهایی که در دلهای شکسته وجود دارد، بیخبر است.
صبح هر اقبال غافل از شب ادبار نیستایبسا حسنی که از خط،سر به جیب ریش رفت
هوش مصنوعی: صبح هر روزی نشاندهنده روزی تازه و امید است و نباید فراموش کرد که شبهای سخت و ناامیدی همیشه وجود دارد. ممکن است زیبایی و خوبیهایی وجود داشته باشد که به خاطر غفلت، از آنها بهرهمند نشویم و از دیدمان پنهان بمانند.
پیرو خلق دنی بودن زغیرتهاست دورشیرمردان را نباید بر طریق میش رفت
هوش مصنوعی: زندگی کردن بر اساس خواستههای دیگران نشانهٔ ضعف است و مردان شجاع نباید مانند گوسفندان بدون اراده و فکر عمل کنند.
زبن ندامت جز تحیر با چه پردازدکسیعمر فرصت در نظر کم آمد از بس بیش رفت
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش به خاطر فرصتهای از دست رفته پشیمان است، جز با حیرت و سردرگمی نمیتواند صحبت کند، زیرا عمرش را در حالی گذرانده که فرصتها از پی هم رفته و کمتر از آنچه باید بوده است.
امنخواهی تشنهٔتشویش طبعکس مباشخون فاسد روزگارش در خمار نیش رفت
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش و امنیت هستی، نباید در نیازی به نگرانی دیگران باشی؛ زیرا این اضطراب و مشکلات زندگی، باعث آزار روحی و فساد وجود انسان میشود.
شغل اعمال دگر، بسیار بود، اما چه سودهرکه در بزم خیال آمد خیالاندیش رفت
هوش مصنوعی: بسیاری از مشاغل و کارها وجود دارند، اما در نهایت چه فایدهای دارد اگر کسی تنها در دنیای خیالات سیر کند و از واقعیتها دور بماند؟
چارهٔ این درد بیدرمان ندارد هیچ کسمرگ پیش آمد زمانیکز نفس تشویش رفت
هوش مصنوعی: هیچکس توانایی درمان این درد بیپایان را ندارد، مرگ زمانی پیش میآید که نگرانی و اضطراب از نفس برطرف شود.
با ادب جوشیدهای بیدل ز هذیان دم مزنموج گوهر بسته را شوخی نخواهد پیش رفت
هوش مصنوعی: بیدل، تو با ادب و تربیت به دنیا آمدهای. بنابراین، از گفتن سخنان بیهوده خودداری کن؛ زیرا نباید با چیزهای بیمعنی، ارزش و زیبایی واقعی را تحتالشعاع قرار دهی.