غزل شمارهٔ ۸۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی ابعاد وجود و عدم میپردازد و تأکید میکند که زندگی و هستی در برابر عدم ناپایدار و بیارزش هستند. به بیان شاعر، انسانها در این دنیای موهوم با بیهودگی و فریبندگی مواجه شدهاند و در نهایت، به چیزی جز حرص و آرزوهای بیمعنا نمیرسند. شعر به نوعی بیانگر ناامیدی از تلاش برای رسیدن به کمال و حقیقت است، و به ما یادآوری میکند که در این مسیر، جز یک عریانی و سرگردانی نصیبمان نخواهد شد. به عبارت دیگر، همه چیز در این دنیا به هیچ میانجامد و تلاشها و آرزوها در نهایت بیفایده است.
جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچای هستی تو ننگ عدم تا به کجا هیچ
هوش مصنوعی: وجود من و جسم من و نفس من و ماندگاری من هیچ است. ای هستی! تو مایه شرم عدمی، تا کجا میخواهی به بیمحتوایی ادامه دهی؟
دیدی عدم هستی و چیدی الم دهربا این همه عبرت ندمید از تو حیا هیچ
هوش مصنوعی: دیدی که نابودی وجود دارد و زمانه درد و رنج را به وجود میآورد، با اینکه همواره درس عبرت برای تو وجود دارد، اما هنوز هم از تو شرمی نمیآید.
مستقبل اوهام چه مقدار جنون داشترفتیم و نکردیم نگاهی به قفا هیچ
هوش مصنوعی: آیندهی خیالات چقدر جنونآمیز بود، اما ما رفتیم و هیچ نگاهی به گذشته نکردیم.
آیینهٔ امکان هوسآباد خیال ستتمثال جنونگر نکند زنگ و صفا هیچ
هوش مصنوعی: آیینهای که نشاندهندهی امکانهاست، در دنیای پر از آرزوها و خیالها نمیتواند زنگار و کدری به خود بگیرد و همیشه درخشان و پاک باقی میماند.
زنهار حذر کن ز فسونکاری اقبالجز بستن دستت نگشاید ز حنا هیچ
هوش مصنوعی: هشدار بده که از فریب و ترفندهای اقبال دوری کنی؛ چون جز به دست خودت هیچ چیز نمیتواند تو را از بند رهایی بخشد.
خلقیست نمودار درین عرصهٔ موهوممردی و زنی باخته چون خواجهسرا هیچ
هوش مصنوعی: در این دنیا، چهرههایی وجود دارند که مانند مرد و زن در حال بازی هستند و در واقعیت تنها نقشهایی را ایفا میکنند، مشابهی به کارهای خواجهسراها.
بر زلهٔ این مایده هرچند تنیدیمجز حرص نچیدیم چو کشکول گدا هیچ
هوش مصنوعی: هرچند که بر این سفرهی خوشمزه نشستهایم و از نعمتهای آن بهرهمند شدهایم، اما تنها حسرت و حرص داریم و چیزی واقعی به دست نیاوردهایم؛ مانند گدایی که تنها یک کاسه خالی در دست دارد.
تا چند کند چارهٔ عریانی ما راگردون که ندارد به جز این کهنه ردا هیچ
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید منتظر بمانیم تا آسمان برای برطرف کردن عریانی ما چارهای بیاندیشد، در حالی که آن تنها چیزی که داریم همین لباس کهنه است؟
منزل عدم و جاده نفس ما همه رهرورنج عبثی میکشد این قافله با هیچ
هوش مصنوعی: در زندگی، ما در حال سپری کردن مسیری هستیم که نه به جایی میرسد و نه هدفی دارد. این گروهی که در سفرند، تنها در حال تحمل زحمتهای بیفایدهای هستند.
بیدل اگر این است سر و برگ کمالتتحقیق معانی غلط و فکر رسا هیچ
هوش مصنوعی: اگر بیدل اینگونه است و ریشه و جوانب کمال تو را بررسی کرده، به این نتیجه میرسد که معانی نادرست و افکار ناپخته هیچ ارزشی ندارند.