غزل شمارهٔ ۹۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناامیدی و عدم توانایی در کنار آمدن با واقعیات زندگی میپردازد. شاعر از گذشت زمان و همچنان دل آزرده شدن از حرص و طمع میگوید و اشاره میکند که هیچکس نمیتواند او را از این مسیر نجات دهد. او به حس عجز و تسلیم در برابر دنیا اشاره میکند و میگوید که وجود او بیآنکه نشانهای از معشوق داشته باشد، بیمعناست. در انتها، شاعر از بیخبری دیگران و عدم درک وضعیت خود صحبت میکند و از دیگران دعوت میکند که نزد او بیایند تا از درد و رنجهای خود گفتگو کنند.
گذشت عمر و دل از حرص سر نمیتابدکسی عنانم از این راه بر نمیتابد
هوش مصنوعی: زمان زیادی گذشته و دل انسانها همچنان درگیر طمع و حرص است. هیچکس نمیتواند به راحتی از این مسیر دل بکند و رهایی پیدا کند.
درای محمل فرصت خروش صور گرفتهنوز گوش من بیخبر نمیتابد
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هنوز فرصتی برای نمایش و بروز احساسات وجود دارد، اما گوش من از این امر بیخبر است و همچنان به حالت خود ادامه میدهد.
جهان ز مغز خرد پنبهزار اوهام استچه سود برق جنون یک شرر نمیتابد
هوش مصنوعی: جهان از تفکر و عقل انسان به شدت شلوغ و پر از خیالات است و در این میان، هیچ فایدهای از شور و هیجان بیپایه به دست نمیآید.
غبار عجز من و دامن خط تسلیمز پا فتادگی از جاده سر نمیتابد
هوش مصنوعی: بخشی از وجود من به واسطه ناتوانیام غبارآلود است و در عین حال، اگرچه در برابر سرنوشت تسلیم شدهام، اما همچنان از راه راست خود منحرف نمیشوم.
نگاهم از کمر یار فرق نتوان کردکسی دو رشته بههم اینقدر نمیتابد
هوش مصنوعی: نگاه من از کمر یار نمیتواند جدا شود، چون هیچکس نمیتواند دو رشته را اینقدر به هم ببافد.
نشان من مگر از بینشان توانی یافتوگرنه هستی عاشق اثر نمیتابد
هوش مصنوعی: تنها از طریق تو میتوان نشانی از من پیدا کرد و در غیر این صورت، عشق من به تو هیچ نشانهای از خود نشان نمیدهد.
نمیتوان ز کف خاک من غبار انگیختجبین عجز بهجز سجده برنمیتابد
هوش مصنوعی: نمیتوانم از خاک خود غباری برانگیزم، چرا که فقط با نذری سجده، میتوانم از ناتوانیام بگریزم.
نزاکتیست در آیینهخانهٔ هستیکه چون حباب هوای نظر نمیتابد
هوش مصنوعی: زیبایی و لطافت در آینه وجود انسان به گونهای است که همچون حبابی از هوا، نمیتواند به خوبی نورِ حقیقت را منعکس کند.
نگاه بر مژه دامنفشان استغناستدماغ وحشت من بال و پر نمیتابد
هوش مصنوعی: نگاه کردن به مژهها نشاندهندهی بینیازی و استقلال است، اما در مقابل، ترس من اجازهی پرواز و آزادی نمیدهد.
خروش دهر بلند است، بر تغافل زنکه این فسانه بهجز گوش کر نمیتابد
هوش مصنوعی: صدای بلند زمان بر بیتوجهی کسانی که گوش شنوا ندارند، تأثیر نمیگذارد و تنها به گوشهای ناشنوا میرسد.
شبی به روز رساندن کمال فرصت ماستچو شمع کوکب ما تا سحر نمیتابد
هوش مصنوعی: یک شب برای ما فرصتی کامل است؛ مثل شمعی که تا صبح نمیدرخشد و ما در آن به کمال و روشنی نمیرسیم.
ز خویش میروم اینک تو هم بیا بیدلکه قاصد آمد و هوشم خبر نمیتابد
هوش مصنوعی: حالا که من از خودم فاصله میگیرم، تو هم بیا و به من ملحق شو، ای بیدل؛ زیرا پیامرسانی آمده و اخبارم کمکم در حال روشن شدن است.