غزل شمارهٔ ۱۲۰۵
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و عشق و امید اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هر کسی که به عشق و معشوق خود توجهی داشته باشد، در حقیقت، در زندگی اش ارزش و گوهری دارد. او از ناله و غم و حسرت سخن میگوید و تأکید میکند که عشق و زیباییهای زندگی بر هر درد و رنجی مقدم است. در ادامه به مسائلی چون بیخبری و غفلت از خود اشاره میکند و بیان میکند که در زندگی، جز برق و زیباییها، چیز دیگری نیست که واقعاً مدنظر قرار گیرد. همچنین، شاعر اشاره میکند به اینکه عشق و توجه به معشوق، وجود هر انسانی را پر معنا میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که وجود انسانها باید در جهت عشق و محبت باشد.
هر کس به رهت چشم تری داشته باشددر قطره محیط گهری داشته باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق و محبت تو اشک بریزد، در دلش جواهری بزرگ و ارزشمند نهفته است.
با ناله چرا این همه از پای درآیدگر کوه ز تمکین کمری داشته باشد
هوش مصنوعی: چرا با ناله و فریاد این بساط خراب میشود، در حالی که اگر کوهی هم سر تسلیم فرود آورد، باز نشانهای از ضعف نیست؟
از فخر کند جزو تن خویش چو نرگسنادیده اگر سیم و زری داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خود ببالد و به فخر فروشی بپردازد، مانند نرگسی است که در میان زیباییهای خود، زیباییاش را نادیده گرفته است، حتی اگر به زینتها و ثروتهای زیادی دست پیدا کرده باشد.
چون برگ گل آیینهٔ آغوش بهار استچشمی که به پایت نظری داشته باشد
هوش مصنوعی: چون برگ گل نشانهٔ زیبایی و تازگی بهار است، چشمی که به تو نگاه کند، مستحق بهترین توجه و محبت است.
گر جیب دل از حسرت نامت نزند چاکدانم که نگین هم جگری داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر دل به خاطر حسرت نام تو پاره شود، میدانم که حتی جواهر هم میتواند دلی داشته باشد و رنج بکشد.
آسودگی و هوشپرستی چه خیال استاین نشئه ز خود بیخبری داشته باشد
هوش مصنوعی: آسودگی و علاقه به فراموشی از خود چه خیالی است، در حالی که این حالت نشأت گرفته از بیخبری از خود است.
ما خود نرسیدیم ز هستی به مثالیاین آینه شاید دگری داشته باشد
هوش مصنوعی: ما به حقیقت وجود نتوانستیم دست یابیم؛ اما ممکن است دیگری به تجلی و نمایی از آن رسیده باشد.
جز برق در این مزرعه کس نیست که امروزبر مشت خس ما نظری داشته باشد
هوش مصنوعی: در این مزرعه هیچکس نیست که امروز به ما، که در وضعیت دشواری هستیم، توجهی نشان دهد، جز بارش ناگهانی باران.
افسانه تسلینفس عبرت ما نیستاین پنبه مگر گوش کری داشته باشد
هوش مصنوعی: این داستان خیالانگیز و توهمآور نمیتواند ما را آرام کند. این فقط یک توهم است، مگر اینکه کسی گوشش به حقیقت نرسد.
زین فیض که عام است لب مطرب ما راخاکستر نی هم شکری داشته باشد
هوش مصنوعی: به خاطر این نعمت بزرگ که همگان از آن بهرهمند هستند، لبهای خواننده ما نیز ممکن است از غم و درد خاموشی به خاکستر تبدیل شود، اما هنوز هم در دل خود شیرینی و زیبایی دارد.
عالم همه گر یکدل بیمار برآیدمشکل که ز من خستهتری داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر تمامی مردم دنیا هم در یک زمان از درد و رنج رنج ببریند، به سختی میتوانند از من خستهتر و غمگینتر باشند.
چشمیست که باید به رخ هر دو جهان بستگر رفتن از این خانه دری داشته باشد
هوش مصنوعی: چشمی وجود دارد که باید به زیبایی و جذابیت دنیاهای گوناگون خیره باشد، اما اگر بخواهد از این مکان خارج شود، باید در این خانه را باز کند.
بیدل چو نفس چاره ندارد ز تپیدنآن کس که ز هستی اثری داشته باشد
هوش مصنوعی: اگر کسی تأثیری از وجود خود بر جای گذاشته باشد، مانند بیدل که نمیتواند از تپش دل خود جلوگیری کند، او هم نمیتواند از احساسات و عشق خود دوری کند.