تناجی
بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۳۲

غافلان چند قبادوزی ادراک کنیدبه گریبانی اگر دست رسد چاک کنید
صد نفس بال‌فشان سوخت به زنگدانه خاکیک سحر، سیر پریخانهٔ افلاک‌کنید
چند باید دهن از خبث بانبارد کسیک دو روزی نفس سوخته مسواک‌کنید
صید خلق از نفس سوخته‌، پر بیخردی استا-‌نقدر رشته متابید که فتراک‌کنید
دید معنی نشود مایل تحقیق کسانبینش آن است‌که در چشم حسد خاک‌کنید
چشمهٔ‌خضر در این‌دشت سراب هوس استتشنه‌کامان‌، طلب دیدهٔ نمناک کنید
تلخی حادثه قند است به خرسندی طبعنام افیون گوارا شده‌، تریاک کنید
ساغر آبلهٔ ما ز ادب سرشار استجادهٔ وادی تسلیم رگ تاک کنید
هیچکس منفعل طینت بی‌درد مبادمژه‌ای را به نم آرید و عرق پاک‌کنید
تا نگردید در این عرصهٔ تشویش هلاکهمچو بیدل حذر ازکوشش بی باک کنید