غزل شمارهٔ ۱۶۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف عشق و احساساتی که در بزمگاه عشق تجربه میشود، میپردازد. او میخواهد تا عاشق در این فضای عشق پرواز کند و شاداب باشد. شاعر به درون خود اشاره میکند و میگوید که درون خانه مشغول خواب است، اما در بیرون، غم و اندوه او بیدار است. او دشمن اصلی را نفس بد و مکار میداند که تلاش دارد از عشق دور کند. همچنین به زیبایی و لطافت شبنم و عشق اشاره میکند و میگوید که بار عشق تنها باری است که ارزش حمل کردن را دارد و سایر بارها زحمتی بیفایده هستند. در نهایت، شاعر به بیدلی و سنگینی دل اشاره دارد و بر اهمیت عشق تأکید میکند.
دست داری برفشان چون کل در اینکلزار زرداغ میخواهی بنه چون لاله درکهسار سر
هوش مصنوعی: دست خود را مانند برف بر روی این دشت زرین بگذار و مانند لاله در کوهستان، سر خود را پایین بیاور.
تا مگر در بزمگاه عشق پروازت دهندهمچو پروانه به موج شعلهای بسپار پر
هوش مصنوعی: بگذار تا در میهمانی عشق، تو را به پرواز درآورند، همچون پروانهای که خود را به شعله میسپارد.
تو درون خانه مست خواب و در بیرون دردر غمت از حلقه دارد دیدهٔ بیدار در
هوش مصنوعی: درون خانه تو در خواب غفلت هستی، اما بیرون از خانه، چشمان بیدار از غم تو به حلقه در نگاه میکنند.
دشمن مشق رسایی نیست جزنفس لعینکوش، آن دارد که گشت از مکر این مکارکر
هوش مصنوعی: دشمنِ ما تنها نفس بد و شیطانی است که بر ما تسلط دارد و او بود که از فریب این مکار به وجود آمد.
هر سحرگه غوطهها در اشک بلبل میزندنیست از شبنم چمن را جامه و دستار تر
هوش مصنوعی: هر صبح، بلبل در میان اشکهایش غوطهور میشود و چمن در اثر شبنم، نه لباس و نه دستار خیس ندارد.
از غبار خاطر من جوهری آرد بهکفبگذرد تیغ خیالش از دل افگارگر
هوش مصنوعی: اگر اندوه و غبار درون من را کنار بزنید، همچون جواهری ارزشمند نمایان میشود که از دل خسته و پارهپارهام میگذرد.
غیر بار عشقهر باری کههستافکندنیستبیدل ار باری بری، باری به دوش این باربر
هوش مصنوعی: غیر از عشق، هر چه بار دیگران است، تنها باری اضافی و بیفایده است. اگر از بار عشق رها شوی، بار دیگری به دوش تو خواهد افتاد که همچنان تو را آزرده میکند.