غزل شمارهٔ ۱۷۱۴
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و از تصاویر و توصیفهای شاعرانه برای بیان احساسات خود استفاده میکند. او به معشوق میگوید که از بزم حیا سر زده و زیباییهایش را در دلها نقوش زده است. زلفهای پریشان و لالهای که بر دستار اوست، نمادهای زیبایی و عشق هستند. شاعر به مستی و خماری ناشی از محبت اشاره میکند و از تاثیر چشمه کوثر بر دلش سخن میگوید. او همچنین به خطر غرور و فریبندگی دنیا هشدار میدهد و بر تمایل به حقیقت و واقعیت تأکید دارد. در انتها به سرنوشت و روشنایی حیات اشاره میکند، و بر نورانی بودن عشق و زیبایی تأکید میورزد.
جامی مگر از بزم حیا در زدهای بازکاتش به دل شیشه و ساغر زدهای باز
هوش مصنوعی: آیا دوباره به میخانهی حیا سر زدهای؟ که آتش عشق تو دوباره دل و شیشه و جام را فراگرفته است.
آن زلف پریشان زدهای شانه ندانمبر دفتر دلها ز چه مسطر زدهای باز
هوش مصنوعی: آن موی رها و بینظم تو را نمیدانم که با چه چیزی بر دلها نوشتهای و چه خطی بر آنها کشیدهای.
برگوشهٔ دستار تو آن لالهٔ سیرابلخت جگر کیست که بر سر زدهای باز
هوش مصنوعی: بر روی گوشهٔ دستارت، آن لالهٔ سرسبز و شاداب که برفع سر تو قرار دارد، کیست که باعث زیبایی تو شده است؟
ای ساغر تبخاله از این تشنه سلامیخوش خیمه بر آن چشمهٔ کوثر زدهای باز
هوش مصنوعی: ای لیوان پر از شراب، از این تشنه که به تو نگاه میکند، سلامی خوش و دلنشین به آن چشمهٔ کوثر ارسال کردهای.
مخموری و مستی همه فرش است به راهتچون چشم خود امروز چه ساغر زدهای باز
هوش مصنوعی: امروز تو با زیباییهای خود چنان جلوهگری میکنی که تمام شادابی و نشاط را به اطرافیان منتقل کردهای. انگار همه چیز برای تو آماده و فرش شده است. من که چشمم به توست، میخواهم بدانم چه جلوهای دوباره نشان دادهای که این حس شگفتی را ایجاد کرده است.
ابر چه بهار استکه بر بسمل نازتتیغ مژه با برق برابر زدهای باز
هوش مصنوعی: در این بهار چه حالتی دارد که تو با چشمانت که مانند تیغ میدرخشد، اینگونه بر نامهربانی و زخم جانسوز خود میافزایی؟
هشدار که پرواز غرورت نربایددل بیضهٔ وهم است و ته پر زدهای باز
هوش مصنوعی: هشدار! مبادا غرور تو را به سقوط بیندازد، زیرا دل تو مانند یک تخم مرغ آسیبپذیر است و با بیاحتیاطی خود را به خطر میاندازی.
برهستی موهوم مچین خجلت تحقیقبر کشتی درویش چه لنگر زدهای باز
هوش مصنوعی: در واقعیت غیرواقعی، خجالت نکشید. چرا که در کشتی درویش، چه چیزی را به لنگر انداختهاید؟
از خاک دمیدن به قبا صرفه نداردای گل زگریبان که سر برزدهای باز
هوش مصنوعی: ای گل، از زمین دمیدن در چادر(قبا) فایدهای ندارد، چون تو از گلو در آمده و سر خود را نشان دادهای.
بیدل ز فروغ گهر نظم جهانتابدامن به چراغ مه و اختر زدهای باز
هوش مصنوعی: بیدل با درخشش جواهر نظم جهان را به تصویر کشیده و دامن خود را از نور ماه و ستارهها آراسته است.