غزل شمارهٔ ۱۸۴۲
هوش مصنوعی: شعر در مورد قناعت و حرص است و به نقد حریصان میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که باید به زندگی ساده و قناعتآمیز رضایت داد و از جمع آوری مال و ثروت بیشتر پرهیز کرد. او به بیمعنایی حرص و طمع اشاره کرده و میگوید حتی مردگان نیز تحت تأثیر این حرص قرار دارند. در نهایت، او از حریصان میخواهد که به حال یکدیگر رحم کنند و به دنبال سود و زیان نباشند، زیرا همه ما در نهایت مهمان حرص هستیم.
از قناعت خاک باید کرد در انبان حرصآبرو تا کی شود صرف خمیر نان حرص
هوش مصنوعی: باید از قناعت و قناعت به جای حرص و طمع استفاده کرد تا به خودمان آسیب نزنیم. در واقع، بهتر است که از داراییهایی که داریم، استفاده کنیم و به جای اینکه همیشه در تلاش برای چیزهای بیشتر باشیم، قدر آنچه را داریم بدانیم.
هیچ دشتی نیست کز ریگ روان باشد تهیبر نمیآید حساب از ریزش دندان حرص
هوش مصنوعی: هیچ دشت و زمینی نیست که از شن و ریگ خالی باشد. این یک قانون طبیعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت و نمیتوان حسابی از شدت حرص و خستگی انسان به دست آورد.
هر طرف مژگان گشایی عالم خمیازه استاز زمین تاآسمان چاک است در دامان حرص
هوش مصنوعی: هر کجا که چشمانت را باز کنی، دنیا همچون خمیازهای به نظر میرسد و از زمین تا آسمان، ناپایداری و شکافهایی بر اثر حرص و طمع وجود دارد.
دعوت فغفور ماتمخانه کرد آفاق راموکشی زایل نشد ازکاسههای خوان حرص
هوش مصنوعی: فغفور همهی جهانیان را به سوگواری دعوت کرد، اما هیچ چیزی از کاسههای پر از طمع و حرص کم نشد.
ای حریصان رحم بر احوال یکدیگر کنیدآب شد سعی نفس جان شما و جان حرص
هوش مصنوعی: ای کسانی که خیلی حریص هستید، بر حال یکدیگر رحم کنید. تلاشهای نفس شما به خاطر حرص و ولع، بیفایده شده و جانتان از این وضعیت در خطر است.
تا به کی باشد کسی سودایی سود و زیانتخته میگردد به یک خشت لحد دکان حرص
هوش مصنوعی: تا کی باید کسی در پی سود و زیان باشد؟ همۀ چیز به یک لحظه از بین میرود و در نهایت، حرص و طمع به هیچ چیز نمیرسد.
عالمی اسباب بر هم چید و زین دریا گذشتتا نفس داری تو هم پل بند از سامان حرص
هوش مصنوعی: یک فرد دانا و عالم، زمینهها و عوامل مختلف را به خوبی فراهم کرده و از این دنیای پر تلاطم عبور کرده است. حال که تو هم نفس داری و زندهای، باید از جایگاه و تمایلات خود آگاه باشی و نه تنها به دنبال بیش از حد حرص و طمع نروی.
خاک هم از شوخی ابرام دام آسوده نیستاز تصنع کیست پوشد چشم بیمژگان حرص
هوش مصنوعی: خاک نیز از شوخی و بازیهای ابر در امان نیست و این طرز رفتار چه کسی است که به جای مژگان، چشمانش را با حرص و آز بپوشاند؟
تا نبندی سنگ بر دل از تقاضای طلبمعنی دل چیست نتوان یافت در دیوان حرص
هوش مصنوعی: تا زمانی که به خواستههای خود به شدت احساس نرسانی و سنگینی روی دل بگذاری، نمیتوانی معنای واقعی دل را در شخصیت حرص و طمع پیدا کنی.
گه غم یعقوب وگه ناز زلیخا میکشیمیوسف ما را که افکند آه در زندان حرص
هوش مصنوعی: گاهی غم یعقوب را احساس میکنیم و گاهی ناز زلیخا را؛ یوسف ما در دل خود با آهی گرفتار شده که به خاطر حرص افتاده است.
مردگان را نیز سودای قیامت در سر استزنده میدارد جهانی را همین احسان حرص
هوش مصنوعی: مردگان نیز آرزوی قیامت را در دل دارند و همین حس علاقه و کمک به دیگران، دنیای ما را زنده نگه میدارد.
خواه برگنج قناعت خواه در قصر غناروزکی چند است بیدل هرکسی مهمان حرص
هوش مصنوعی: بخواهد انسان در زندگی چه با قناعت و سادگی باشد و چه در رفاه و ثروت، در نهایت زمان اندکی را سپری میکند. هر کس در این عالم مهمان تمایل و حرص خود است.