غزل شمارهٔ ۱۸۵۴
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عبرت و تجربه زندگی میپردازد و به نوعی تلنگری است برای یادآوری اهمیت سوختن و فدا شدن در مسیر حقیقت. شاعر از نگاه به زندگیهایی که به ظاهر خوشایند هستند، انتقاد میکند و تأکید میکند که محظوظ شدن واقعی، ناشی از درک عمیق و آگاهی از زوایای پنهان زندگی است. او به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند و میگوید که بسیاری از انسانها در عذاب هستند اما به زندگی خود ادامه میدهند. در نهایت، شاعر بیان میکند که در این دنیا، فهم واقعی و عمیق از زندگی کمیاب است و باید به عمق مسائل توجه کرد تا بتوان بهرهمند شد.
نمیشود کس ازین عبرت انجمن محظوظمگر چو شمع کنی دل به سوختن محظوظ
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند از این پند بهرهمند شود، مگر آن که مانند شمع جانش را به سوختن بدهد و از این سوزش لذت ببرد.
در جنون زن و از کلفت لباس برآچه زندگیست که باشد کس از کفن محظوظ
هوش مصنوعی: در عشق و دیوانگی زن، از بند کلفت لباس رها شو. چه زندگیای وجود دارد که هیچکس از کفن لذت نبرد؟
نفس نمانده هنوز از ترانههای املچو دود شمع خموشی به ما و من محظوظ
هوش مصنوعی: هنوز از آوازهای پرشور زندگی چیزی باقی نمانده است، همانطور که خموشی دود شمع، ما را در خود غرق کرده و شاداب نگه داشته است.
جهان قلمرو امن است اگر توان گردیدچو طبعکر به اشارت ز هر سخن محظوظ
هوش مصنوعی: جهان جای امنی است اگر بتوانی مانند یک انسان خلاق و هوشمند، با اشاره به نکات مهم از هر سخن بهرهمند شوی.
ز دور گردی تمییز خلق کم دیدیمکه کس نرفته به غربت شد از وطن محظوظ
هوش مصنوعی: از دور متوجه شدم که هیچکس در غربت خوشحال نیست و هیچکس به تنهایی به دیار خود نمیرود.
درین بساط نیفتاد چشم عبرت مابه رفتنی که توان شد ز آمدن محظوظ
هوش مصنوعی: در این مکان، چشم عبرت ما به چیزی نیفتاد که از رفتن به آنقدر لذت ببرد که نتواند از آمدن استفاده کند.
ز تردماغی وضع ادب مگوی و مپرسز یوسفیم به بویی ز پیرهن محظوظ
هوش مصنوعی: به خاطر نگرانی و احتیاط، از بیان و پرسیدن درباره ادب و رفتار خودداری کن، زیرا بویی که از یوسف به مشام میرسد، به خاطر چادر یا لباسش است.
کراست وسوسهٔ هستی از حضور عدمنشستهایم به خلوت در انجمن محظوظ
هوش مصنوعی: ما در جمعی خلوت نشستهایم و از وسوسههای وجود و عدم لذت میبریم.
ز رقص بسملم این نغمه میخورد بر گوشکه عالمی است به این رنگ پر زدن محظوظ
هوش مصنوعی: از رقص و حال و هوای دردناک من، این آهنگ به گوش میرسد که جهانی وجود دارد پر از زیبایی و لذت.
به فهم عالم بیکار اگر رسی بیدلبه حرف و صوت نیابی کسی چو من محظوظ
هوش مصنوعی: اگر به درک عمیق و آگاهی کامل از دنیا برسی، بیدل، متوجه خواهی شد که در کلمات و صداها، کسی چون من که در لذت و خوشی است، پیدا نخواهی کرد.