غزل شمارهٔ ۱۸۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی طمع و خواستههای نامعقول انسانها میپردازد و به پیامدهای منفی آن اشاره میکند. شاعر به انتقاد از افرادی میپردازد که به دنبال ثروت و قدرت هستند و در این راه دچار ذلت میشوند. او بر این نکته تأکید میکند که قناعت و اکتفا به داشتهها میتواند آرامش و خوشبختی به دنبال داشته باشد. در نهایت، شعر به این نتیجه میرسد که طمع میتواند باعث فساد و از بین رفتن آبرو شود و بهترین حالت زندگی، حفظ حرمت و قناعت است.
هوس جنون زده ناکجا همه سو قدم زند از طمعبهکجاستکنج قناعتی که در قسم زند از طمع
هوش مصنوعی: میل و آرزوی شدید، همچون مجنون، به سوی ناکجایی میرود و هر جا قدم میزند. این آرزو از طمع سرچشمه میگیرد. آیا آن گوشه از قناعت که در آن سوگند یاد میشود و از طمع دور است، کجاست؟
به دو روزه فرصت بیبقا که نه فقر دارد و نه غنابه زمین فرو نرود چرا که کسی علم زند از طمع
هوش مصنوعی: در این دنیا، فرصتی که دوام ندارد و نه ثروت میآورد و نه فقر، به راحتی از بین نمیرود، زیرا افراد به خاطر طمع خود، دانش و علم را به کار میگیرند.
حذر از توقع این و آن که مذلتت نکشد عنانهمه گر بود سر آسمان که به خاک خم زند از طمع
هوش مصنوعی: از امید به دیگران پرهیز کن که این کار تو را به ذلت خواهد کشاند. حتی اگر سر به آسمان بگذاری و بلندپروازی کنی، در نهایت از طمع به خاک خواهی افتاد.
فلکت اگر در باز شد دو جهان قلمرو ناز شدچو غرض معاملهساز شد همه را بهم زند از طمع
هوش مصنوعی: اگر درهای عالم به روی تو باز شود و دو جهان به راحتی در دستانت قرار گیرد، وقتی که هدف تنها داد و ستد باشد، همه چیز به خاطر طمع از هم میپاشد.
چه خوش است آینهٔ خسان نرسد به صیقل امتحانکه حریص اگر مژه واکند به حیا قلم زند از طمع
هوش مصنوعی: خوشا آنانی که در آینهی خودشان عیوب و نواقصشان دیده نمیشود و هرگز در معرض آزمایش قرار نمیگیرند. زیرا اگر کسی با شوق و طمع به دنبال چیزهایی برود، ممکن است عفت و حیا را نادیده بگیرد و از سر طمع دست به کارهایی بزند که شایسته نیست.
مپسند بر گل آرزو هوس طراوت رنگ و بوکه مباد جوهر آبرو به غبار نم زند از طمع
هوش مصنوعی: بر این آرزو که با گل، طراوت رنگ و بوی خوش همراه باشد، راضی نباش. چرا که مبادا به خاطر طمع، جوهر آبرو را به غبار و زواید آلوده کنی.
بلد است مصلحت ازل سوی وعدهگاه قیامتتکه تلاش هرزه دو امل به در عدم زند از طمع
هوش مصنوعی: او به خوبی میداند که درازمدت چه چیزی برای تو بهتر است. تلاشهای بیهوده و نادرست تنها به ناکامی و ناامیدی منجر میشود، بنابراین از تمنای بیپایه دست بکش.
اگرت بود رگ غیرتی که بر آبرو نزند تریکف خاک گیر و حواله کن به لبی که دم زند از طمع
هوش مصنوعی: اگر غیرت و شرفی در دل داری، نباید اجازه دهی که آبرویت به خطر بیفتد. پس در این شرایط، ساکت نمان و از کسی که به طمعورزی میپردازد، دوری کن.
کف دست میگزد امتحان ز خسیس و همت ما مپرسکه چو سکه هر چه به سر خورد به سر درم زند از طمع
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که برای سنجش و امتحان انسانها، به بروز رفتارهایشان توجه کنیم. افراد بخیل و کمهمت، معمولاً وقتی به موقیعتهای دشوار میرسند، خود را نشان میدهند. مثل سکهای که هر چه بیشتر در دست گردش کند، سر و روی آن نمایانتر میشود. در اینجا تاکید بر این است که طمع و خودخواهی میتواند شخصیت واقعی انسانها را آشکار کند.
نشود کدورت فقر ما کلف صفاکدهٔ غناچقدر غبار دلگدا به صف کرم زند از طمع
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی ما نباید سبب کدورت خاطر ما شود، زیرا زندگی در رفاه و ثروت چه بسا مشکلات و غبارهایی در دل ایجاد کند. آدم نیازمند ممکن است از روی طمع و در انتظار محبت، به صف کسانی بپیوندد که در پناه ثروت هستند.
سر و برگ بیدل ما شود اگر اتفاق قناعتیشجر جهان غنا شود نفسی که کم زند از طمع
هوش مصنوعی: اگر ما قناعت و رضایت را پیشه کنیم، مثل درختی خواهیم بود که درختان دنیا را خنک و پرثمر میکند. هر نفس و حرکتی که به دوری از طمع باشد، ما را به آرامش و خوشبختی نزدیکتر میکند.