غزل شمارهٔ ۲۱۶۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس تهیدستی و ناتوانی شاعر است. او اعلام میکند که در زندگیاش هیچ دارایی مادی و معنوی ندارد و تنها دعا و خواستههایش همراه اوست. شاعر از ناامیدی و یأس خود سخن میگوید و به حسرتهایش برمیگردد، زیرا با وجود تلاش برای ایجاد زیبایی و لذت در زندگی، در نهایت چیزی برای ارائه ندارد. او تصویر میکند که حتی در دنیای خیال نیز به بنبست رسیده و هیچ شئی از وجود خود نمیتواند بروز دهد. در انتها هم تأکید میکند که تنها چیزی که دارد، نام خدا است.
عمریست ز اسباب غنا هیچ ندارمچون دست تهی غیر دعا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: سالهاست که از وسایل و منابع ثروت بیبهرهام و جز دعا چیزی دیگر ندارم.
تحریک لبی بود اثر مایهٔ ایجادمعذورم اگر جز من و ما هیچ ندارم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که با یک اشاره یا تحرکی از طرف معشوق، احساسات و حالتی در من ایجاد شده است. من برای این احساس که فقط به خودم و ما مربوط میشود، عذرم را میپذیرم، ولی در واقع هیچ چیز دیگری جز این احساس و ارتباط ندارم.
تشویق خیالات وجود و عدمم نیستچون رمز دهانت همه جا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: تشویق به افکارم درباره وجود و نبود نیست، زیرا رمز کلام تو در هر جا چیزی ندارد.
یا رب چقدر گرم کنم مجلس تصویرسازم همه کوک است و صدا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: خداوندا، چقدر میتوانم مجلس را گرم کنم و تصاویری بسازم، همه چیز آماده و هماهنگ است، اما من هیچ صدایی ندارم.
چون شمع اگر شش جهتم پی سپر افتدغیر از سر خود در ته پا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که وقتی در برابر شش طرف مورد حمله قرار میگیرد، جز سر خود در هیچ جایی از بدنم چیزی برای دفاع ندارم.
وامانده یأسم که از این انجمن آخربرخاستنی هست و عصا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: در اینجا فردی از ناامیدی و بیپناهی خود صحبت میکند. او احساس میکند که از جمعی که در آن است، بالاخره جدا خواهد شد، اما در این مسیر از هیچ قدرت و وسیلهای برخوردار نیست و به نوعی به زمین مانده و تنهاست.
مغرور هوس میزیم از هستی موهومفریاد که من شرم و حیا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: ما به خاطر آرزوهای فریبندهای که داریم، از واقعیتی که وجود ندارد، غافل هستیم و با صدای بلند اعلام میکنیم که هیچ ندامت و شرمی احساس نمیکنیم.
همکسوت اسباب حبابم چه توان کردگر باز کنم بند قبا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: اگر لباسم را رها کنم و به آنچه دارم نگاه کنم، میبینم که هیچ چیز ندارم.
شخص عدم از زحمت تمثال مبراستآیینه! تو هیچم منما هیچ ندارم
هوش مصنوعی: شخصی که وجود ندارد، از زحمت و تلاش برای به نمایش گذاشتن تصویر خود آزاد است، ای آینه! تو هم در واقع هیچ نیستی و من نیز چیزی ندارم.
بیدل اگر آفاق بود زیر نگینمجز نام خدا نام خدا هیچ ندارم
هوش مصنوعی: اگر بیدل، دنیا را زیر کنترل خود داشته باشد، تنها چیزی که برای من ارزش دارد، نام خداست و جز آن چیزی دیگر برایم اهمیت ندارد.