غزل شمارهٔ ۲۲۰۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف خیرهکننده و شگفتیانگیز زیبایی محبوبش میپردازد. او میگوید که چشمش همچون ابزاری است که میتواند احساسات و یادها را تازه کند. از جذابیت و داغی نگاه محبوب در دلش سخن میگوید و حسرتی را به تصویر میکشد که مشاطه (آرایشگر) احساس میکند. او همچنین به رنج و ستمی اشاره میکند که تحت تاثیر محبوبش بر او میرود. در نهایت، شاعر ادعا میکند که دیدن چهره محبوبش میتواند داغ دلش را مانند گل تازه کند و این نشاندهنده عشق عمیق او به اوست.
تا دفتر حیرت ز رخش تازه کند چشماز تار نظر رشتهٔ شیرازه کند چشم
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمانم از تماشای زیباییاش سیر نشود و همچنان در حیرت بمانم، چشمم نمیتواند به هیچ چیز دیگری در نظر بیفتد و تمام توجهام به او معطوف است.
از مردمک دیده به گلزار نگاهشداغ کهنی بر دل خود تازه کند چشم
هوش مصنوعی: چشم من به زیباییهای او مینگرد و هر بار که به او نگاه میکنم، احساسات قدیمیام دوباره زنده میشود و بر دل من تاثیر میگذارد.
مشاطه ز حسرت بگزد دست به دندانهرگه ز تغافل به رخت غازه کند چشم
هوش مصنوعی: مشاطه، که به معنای آرایشگر است، به خاطر حسرتی که دارد، با دندان دست خود را میگزد. هر بار که به طرزی بیتوجهی به تو نگاه میکند، چشمانش را به حالت تمسخر به تو میدوزد.
مپسند که در پلهٔ میزان عدالتشوخی ستمها به خود اندازه کند چشم
هوش مصنوعی: نپسند که در مقام عدالت، دندان تهمت و ظلم به اندازهٔ خود بسنجند.
مرغان تحیر همه جغدند به دامشهرگه ز صفیر نگه آوازه کند چشم
هوش مصنوعی: پرندههای گیج همه جغد هستند و هر بار که به دامش میافتند، با نگاهی پر از حیرت و ترس، صدا میزنند و چشمانشان را به هم میدوزند.
بیدل گل رخسار بتی خندهفروش استوقتست که داغ دل ما تازه کند چشم
هوش مصنوعی: زیبایی صورت این بتی که لبخند میزند، مانند گل است و در این زمان، چشم او میتواند دل ما را دوباره افسرده کند.