غزل شمارهٔ ۲۳۶۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان حسرتها و ناکامیهای خود میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که از عجز و ناتوانی گیاهی فراتر نرفتهاند و در زندگی خود فریادی نکشیده و از هیچ منفعتی بیبهره نماندهاند. با وجود دردها و رنجهای مختلف، آنها از نگاهی به چیزهای بهتر غافل مانده و در افسوس و حسرت باقی ماندهاند. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که اگرچه زندگی زیباییهایی دارد، اما عملاً از آن چیزی به دست نیاوردهاند و همواره در سایه هوس و آرزوها ماندهاند. او از بیتوجهی به فرصتها و نتایج تلاشهای خود سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که در نهایت هیچگاه گامی به جلو برنداشتهاند.
صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیمفری ندمیدیم و کلاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: بسیار خوشحالم که چیزی جز ناتوانی نمیشناسیم و هیچ فریاد یا ادعایی نداشتهایم.
تا آبله پایی نکشد رنج خراشیخاری نشدیم از سر راهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که درد و رنجی برای ما پیش نیامده، از سختیها دور بودهایم و هیچ مانعی را به دشواری پشت سر نگذاشتهایم.
حسرت چه اثر واکشد از حاصل مطلببر هیچکس افسون نگاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: افسوس که حسرت ما بر دل هیچکس تأثیری نمیگذارد؛ ما هیچگاه در نگاهمان جادوی خاصی نداشتیم.
چون آه هوس هرزه دوی ریشهٔ ما سوختاما ز دل سوخته گاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر آرزوی بیثمر دلمان را سوزاندیم، اما از دل سوختهمان هر از گاهی چیزی سر نزدیم.
صد رنگ گل افشاند نفس لیک چه حاصلیک ریشه به کیفیت آهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: هزاران رنگ گل را فضا پراکنده است، اما چه فایده؟ ما نتوانستیم مانند آن آهویی که از یک ریشه برمیخیزد، به کیفیت خوب و دلانگیز دست یابیم.
سرتا قدم ما به هوس سرمه شد امادر سایهٔ مژگان سیاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: تمام وجود ما پر از آرزو و کشش بود، اما در سایهٔ پلکهای سیاه، نتوانستیم به آنچه میخواستیم برسیم.
بر ابرکرم تهمت خشکی نتوان بستکو قابل عفو تو گناهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: به خاطر صفات خوب و عظیم تو، نمیتوان به تهمت خشکی به من شیوهای بیرحمانه گرفت، زیرا من گناهی نکردهام که لایق این قضاوت باشد.
فریاد کزین مزرعهٔ سوخته حاصلآخر مژه بستیم و نگاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: از میان این زراعت از دسترفته، فریادی بلند برمیآید، اما ما در نهایت، بیتوجه و با بسته نگهداشتن چشمانمان، به آن نگاهی نمیاندازیم.
گلخن چمنی داشت که گلزار ندارداز ناکسی آخر پر کاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: در چمنی که گلزار ندارد، ما از بیکسی به جای گل، فقط کاه و خاشاک بر روی زمین دیدیم.
بر باد ندادیم درین عرصه غباریزان رنگ فسردیم که گاهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: ما در این میدان هیچ گرد و غباری را به باد ندادیم، زیرا به خاطر بروز برخی مشکلات، گاهی نمیتوانستیم به جلو برویم و از خود ردپایی به جا بگذاریم.
بیدل تو برون تاز که ما وهمپرستانچندانکه نشستیم به راهی ندمیدیم
هوش مصنوعی: بیدل، برخیز و جلو برو، زیرا ما که در افکار و خیالات خود غرق هستیم، هرگز نتوانستیم قدمی در راه درست برداریم.