غزل شمارهٔ ۲۷۰۵
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی دلالتهای وجود و عدم، و همچنین روابط انسان با دنیا و خویشتن میپردازد. شاعر به این نکته تأکید میکند که تلاش و کوشش در زندگی، به ویژه در علم و دانش، جز برای نزدیکتر شدن به وجود و دوری از عدم فایدهای ندارد. او از حیا و فرصتهای هستی سخن میگوید و به زاهدانی که از زندگی و لذتها دوری میکنند، انتقاد میکند. همچنین، اشارهای به اسارتهای خودی دارد و ضرورت دوری از کینه و دلخوری را به عنوان عاملی که میتواند انسان را به فساد بکشاند، مطرح میکند. شاعر در پایان به ناپایداری دنیا و تأثیرات آن بر روح و روان انسان میپردازد و به خواننده توصیه میکند که در مواجهه با مسایل زندگی واقع بین باشد.
به یمن سبقت جهد از هزار قافله گیریبه رنگ موج گهر گر پی یک آبله گیری
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش میتوان از میان هزاران قافله پیشی گرفت؛ درست مانند آنکه اگر به دنبال دانهای از مروارید بروی، به رنگ امواج دریا توجه کنی.
به علم و فن تک وتاز نفس چه فایده داردجز اینقدرکه عدم تا وجود فاصله گیری
هوش مصنوعی: آموختن علم و هنر به تنهایی چه سودی دارد، جز اینکه انسان را از نبود به بودن نزدیکتر کند؟
حیا خوشست ز برگ عدم به فرصت هستیبه یک قدم سفر آخر چه زاد و راحله گیری
هوش مصنوعی: حیا و شرم زیباست، اما فرصت زندگی کوتاه است. در یک قدم میتوان به مقصد نهایی رسید، پس چه نیازی به بار و تجهیزات سفر است؟
به محفلی که بود دور جام و جلوهٔ ساقیچو زاهد از چه هوس کنج خلوت و چلهگیری
هوش مصنوعی: در دنیای شاداب و پر از لذت، جایی که دور هم جمع میشویم و شرابی در دست داریم، چه دلیلی دارد که فرد زاهد و دور از pleasuresخواهان باشد و تنهایی و دوری از جامعه را انتخاب کند؟
فتاده خلق مقیّد به دامگاه تعیَّنتو هم اسیر خودی عبرت از چه سلسله گیری
هوش مصنوعی: مردم در دام بندگی و محدودیتهای خود گرفتار شدهاند و تو نیز به نوعی اسیر همین خودخواهی و خودپسندی هستی. این موضوع باید برای تو عبرتی باشد تا از این زنجیرههای وابستگی رهایی یابی.
ز فکر مدحت ابنای روزگار حذر کنکه بدتر از لگدست آنچه زبن خران صله گیری
هوش مصنوعی: از فکر ستایش و مدح فرزندان زمانه دوری کن، زیرا این کار از لگد زدن بدتر است، مانند آنچه که از دهان الاغها برای پذیرایی دریافت میشود.
دلت بهکینه مینباز تا فساد نزایدچه مردی استکه بار زنان حامله گیری
هوش مصنوعی: دل خود را به کینه و خشم آلوده نکن، زیرا این کار باعث فساد و آسیب میشود. چه کسی میتواند بر دوش خود باری را تحمل کند که متعلق به زنان باردار است؟
نشسته هر نفس آمادهٔ هزار شکایتگرفتن در لب به که دامن گله گیری
هوش مصنوعی: هر لحظه آمادگی دارم که هزاران شکایت را بیان کنم، اما به جای آن بر دامن گلایهها میچسبم.
ز موج کف به گهر ختم کن تردد دنیاسزد که یکدلی از روزگار ده دله گیری
هوش مصنوعی: از نوسانات و تغییرات دنیایی که در آن هستیم، باید به جواهری که در دل داریم، یعنی یکدلی و محبت، توجه کنیم؛ زیرا این یکدلی از مشکلات و دلزدگیهای روزگار ارزش بیشتری دارد.
صفای آینهٔ دل گشاد کام نهنگستفرو بری دو جهان گر عیار حوصله گیری
هوش مصنوعی: آینهٔ دل به زیبایی و صفایی مینگرد که مانند کام نهنگ بزرگ است. اگر حوصله و استقامت کافی داشته باشی، میتوانی تمام دنیا را در آن گنجاند.
قضا چه صور دمیدهست در مزاج تو بیدلکه از نفس زدنی کوه را به زلزله گیری
هوش مصنوعی: سرنوشت چه تاثیری در وجود تو گذاشته است، بیدل، که با یک نفس تو میتوانی کوه را به لرزه درآوری.