قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابوالمظفر محمدشاه غازی انارالله برهانه گوید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر در خواب زیبایی بینظیری را توصیف میکند که به صورت یک سرو بلند و خوشمنظر جلوهگری میکند. این سرو با حجاب و زینتی از گلها و مرجانها تزئین شده و در حالتی پر از جذابیت و شرمگینی قرار دارد. شاعر از این بت زیبا میخواهد تا چهرهاش را آشکار کند و او را از خوی خجالت رها سازد. در ادامه، شاعر به وصف زیباییها و نعمتهای زندگی میپردازد و از عشق و دوستی صحبت میکند. همچنین به مداحی و منفعتجویی در دربار میپردازد و از رشک و چشمدردی رندان شهر میگوید. در نهایت، او به ستایش پادشاه و امید به بقای او میپردازد و اشاره میکند که هرچند مشکلات و سختیها وجود دارد، اما عشق و موسیقی همواره میتواند دل را شاد کند.
در خواب دوش دیدم آن سرو راستین رابر رخ حجابکرده از شوخی آستین را
هوش مصنوعی: دیشب در خواب، آن دختر زیبا را دیدم که با حجاب بر چهرهاش، شوخطبعی و جذابیتش را پنهان کرده بود.
حیران صفت ستاده سر پرخمار بادهبرگرد مه نهاده یک طبله مشک چین را
هوش مصنوعی: در حالتی گیج و پراحساس، شخصی ایستاده که نشانهای از تاثیر شراب روی او دیده میشود. او نگاهش را به سمت ماه معطوف کرده و در دستش یک طبل مشکچین دارد که نشاندهندهٔ زیبایی و جذابیت است.
پوشیده در دو سنبل یک دسته سرخگل رابنفته در دو مرجان یککوزه انگبین را
هوش مصنوعی: در میان دو سنبل، دستهای از گلهای سرخ را قرار داده و در دو مرجان، یک کوزه از عسل طبیعی را گذاشتهام.
برگرد ماهکشته یک خوشه ضیمران رابر شاخ سرو هشته یک دسته یاسمین را
هوش مصنوعی: برگردان زیبای این جمله به این شکل است که: به نزدیکی شخصی که در عشق غمگین شده، یک خوشه از گلهای زیبا را بیاور و در کنار درخت سرو، دستهای گل یاس را قرار بده.
گفتم بتا نگارا سروا مها بهاراکافیست چین زلفت بگشا ز چهره چین را
هوش مصنوعی: به بت زیبا و دلربا گفتم که کافیست، چین زلفت را باز کن تا چهرهات را بهتر ببینم.
چند ایستاده حیران بنشین و رخ مپوشانها ازکه وامکردی این خوی شرمگین را
هوش مصنوعی: مدتی است که در حال تفکر و تعجب هستی، پس بنشین و چهرهات را نپوشان. از چه کسی این خوی شرمگین را به عاریت گرفتهای؟
تو مرهم ملالی مخدوم اهل حالیآزرده دید نتوان مخدوم نازنین را
هوش مصنوعی: تو داروی غم و اندوهی، کسی که در سختی و نگرانی است نمیتواند درد دل خود را به کسی بگوید.
سیمین سرین خود راگر بر زمینگذاریبر دوش تا به محشر منت نهی زمین را
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و دلرباییات را بر روی زمین بگذاری و بار آن را بر دوش بگیری، دیگر منتظری نخواهی بود که زمین در روز قیامت این بار را از تو بر دارد.
بر دوش خادمت نهگر خستهگشتی آریتنهاکشید نتوان پنجاه من سرین را
هوش مصنوعی: اگر خادمت خسته شده باشد، به دوشش بار نگذار. چرا که نمیتواند بار سنگینی مانند پنجاه من را به تنهایی حمل کند.
تو آن نئیکه بر ما هرشب بهکنج خلوتبر میزدی پی رقص آن ساعد سمین را
هوش مصنوعی: تو همان نی هستی که هر شب در گوشه خلوت به صدا در میآمدی تا ما را به رقص واداری.
چونگرد مهرهٔ سیم در دست حقهبازانهرلحظه چرخ دادی آن جفتهٔ رزین را
هوش مصنوعی: مانند مهرههای نقرهای که در دستان حقهبازان چرخیده میشود، تو نیز مانند آن جفت رزین هر لحظه در حال تغییر و چرخش هستی.
از عکس ساق و ساعدکان بلورکردیکریاس آستان راکرباس آستین را
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت اندامهای تو، در حقیقت زیبایی آستان و آستین را به شکلی خاص و ویژه درآوردهای.
آب دهان یاران جاری شدی چو بارانهرگهکه مینمودی آن ساق دلنشین را
هوش مصنوعی: دوستان هنگام دیدن آن ساق دلنشین تو، مانند باران اشک ریختهاند و آب دهانشان جاری شده است.
گفتا ز اهل هوشی دانمکه پرده پوشیعذری شنوکه تا لب بگشایی آفرین را
هوش مصنوعی: او گفت که از افراد باهوش آگاه هستم و میدانم که چه چیزی پشت پردهی پنهان است؛ پس عذر و بهانهای برای گفتن چیزها وجود دارد، هنگامی که لب به سخن میگشایی، تو را ستایش میکنم.
رندان شهر دانی همواره درکمینندباید ز چشم رندان بستن رهکمین را
هوش مصنوعی: افراد زیرک و فهیم همیشه در حال مراقبت و رصد هستند و باید مراقب بود که از نگاه آنها دور بمانیم تا نتوانند به ما آسیب برسانند.
ویژهکه از بزرگان مشتی قلندرانندکز خلد میربایند غلمان و حور عین را
هوش مصنوعی: در میان بزرگان، افرادی وجود دارند که به سبک قلندران زندگی میکنند و از بهشت، جوانان زیبا و حوریان را به خود جذب میکنند.
هرجاکهسادهروییست افسونکنندوحیلتتا بر نهد به سجده چون زاهدان جبین را
هوش مصنوعی: هر جایی که آدمهای ساده دل وجود دارند، جادوگران و فریبکاران با حیلهها و ترفندهای خود به راحتی میتوانند آنها را فریب داده و به زمین بیفکنند، مثل زاهدانی که از روی خضوع سر به سجده میگذارند.
من شوخ پارسیگو دانیکه پارسایمآماج تیر شهوت نتوان نمود دین را
هوش مصنوعی: من شخصی شوخطبع و خوشزبان هستم و میدانید که در عین حال پارسا و دیندار نیز هستم. اما نمیتوانم اجازه دهم که خواستههای نفسانی به دین من آسیب وارد کند.
در حقهدان نقره دارم نگین لعلیزانگشت دیو مردم میپوشم آن نگین را
هوش مصنوعی: من در جعبهای که نقرهای است، انگشتری از سنگ قیمتی دارم که از انگشت دیو بهدست آمده است و آن را از دید مردم پنهان میکنم.
گهگه به کنجخلوتگر با تو حالتی رفتاز خاینان دولت فرقی بود امین را
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در گوشهنشینی با تو حالتی ایجاد میشود که در آن، از خیانتکاران، کسانی که در مورد امینها صحبت میکنند، تفاوتی در رفتار و حالت دیده میشود.
آخر تو ز اهل راهی مداح پادشاهیخرسند داشت باید مداح اینچنین را
هوش مصنوعی: در نهایت، تو از کسانی هستی که به راه و مسیر درست هدایت میشوند؛ بنابراین، مداحی که از تو تعریف میکند، باید از خوبیها و شایستگیهای تو راضی و خوشحال باشد.
آن نایب محمد آن مهدی مؤیدکز صارم مهند بگشود روم و چین را
هوش مصنوعی: آن جانشین محمد که مهدی معصوم است، با شمشیر تند خود، سرزمینهای روم و چین را گشود.
شاهان هفتکشور بدرود تختگویندهرگهکه اوگذارد بر پشت رخش زین را
هوش مصنوعی: فرمانروایان هفت سرزمین همیشه بر تخت نشستهاند و هر زمان که او زین را بر پشت اسبش میگذارد، سخن از او به میان میآید.
با جاه او مبر نام فرزند زادشم رابا عدل او مگو وصف دلبند آتبین را
هوش مصنوعی: با مقام و موقعیت او، نام فرزندش را به زبان نیاور و همچنین دربارهٔ عشق دلپذیر او چیزی مگو.
کلکش ز جود فطری چون حرف سین نگاردچون شین سهنقطه بخشد از فضل حرف سین را
هوش مصنوعی: زبان فطری او به خوبی و سخاوتی بینظیر است، بهگونهای که مانند حرف سین، سه نقطه شگفتانگیز و مفید به حرف سین میدهد.
وز بخل دشمن او هرگهکه شین نویسددندانها رباید از مده حرف شین را
هوش مصنوعی: اگر دشمنی از روی خساست و بخل، حرف «ش» را بنویسد، دندانهایش به ناچار از دلش بیرون میآید و نمیتواند آن را پنهان کند.
چونگوهر وجودش از ماء و طین سرشتندبر نه سپهر فخر است تا حشر ماء و طین را
هوش مصنوعی: وجود او همچون گوهری ارزشمند از آب و گل شکل گرفته است، که بر فراز آسمان افتخار به او و ماهیتش به روز قیامت میافزاید.
گر نام عزم او را بر بارهیی نگارندناردگشوگردون آنبارهٔ حصین را
هوش مصنوعی: اگر نام اراده و عزم او را بر روی شتری بنویسند، آن شتر به دژ مستحکم و محکم تبدیل میشود.
شاها ز خدمت تو هرگهکه دور مانمحنانهوار هردم از دلکشم حنین را
هوش مصنوعی: ای شاه، هرگاه که از خدمت تو دور میشوم، مانند پرندهای که از دلش ناله میکند، همیشه صدای دلتنگیام را احساس میکنم.
گویی ز مادر امروز زادستمی ازیراکجز پوست جامهیی نیست این هیکل متین را
هوش مصنوعی: به نظر میرسد امروز این موجود بهگونهای نو متولد شده است، زیرا از هیچ چیز جز پوستهای از لباس، این جسم محکم و استوار را نمیتوان به حساب آورد.
در دولت تو باید من بنده راکه هرشباز می نشاط بخشم این خاطر حزین را
هوش مصنوعی: در زمان خوشبختی و موفقیت تو، لازم است که من، به عنوان بندهات، هر شب از شراب شادی، این دل غمزدهام را سرشار از نشاط کنم.
گهگویمی به مطرب بنواز ارغنون راگهگویمی به ساقی پر ساز ساتکین را
هوش مصنوعی: گاهی به مطرب میگویم که ساز ارغنون را بنوازد و گاهی به ساقی میگویم که جام را پر کند.
بر فرق او فشانمکه زر شش سری رادر مشت اینگذارمگهگوهر ثمین را
هوش مصنوعی: بر سر او میافشانم، چون در دستانم این زر ششسری را بگذارم، گاه به گاه آن گوهر گرانبها را نیز نثارش کنم.
تا آن به می طرازد آن جام زرفشان راتا این نکو نوازد آن چنگ رامتین را
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن جام پر از شراب نغمهای زیبا سر دهد، این ساز دلنواز نیز به خوبی نواخته خواهد شد.
تشریف هرچه دادی انعام هرچهکردیخازن نداد آن را حاکم نکرد این را
هوش مصنوعی: هر چه احترام و توجهی که به من کردی و هر چه هدیهای که دادی، خزانهدار اینها را به حاکم منتقل نکرد.
تکرار شایگانیگر رفت در قوافیعذری بود خجسته از فکرت متین را
هوش مصنوعی: شعر بیانگر این است که اگر تکرار شایگان در الفاظ و قوافی وجود داشته باشد، این تکرار به خاطر یک عذر یا توجیه خوب و مثبت است که از اندیشهای عمیق و استوار ناشی میشود.
چون مدح شاهگویم حیران شوم به حدیکز لفظ دوری افتد این رای دوربین را
هوش مصنوعی: وقتی دربارهی ستایش شاه سخن میگویم، به اندازهای گیج و حیران میشوم که از کلمات و الفاظ دور میافتد و دیگر نمیتوانم به درستی بیان کنم.
درکشتزار دانش خرم مراست یک سرمزد ارچه قسمت آمد دزدان خوشهچین را
هوش مصنوعی: در مزرعهی دانش، من تنها یک خوشهی خوشبختی دارم، هرچند که اگر قسمت باشد، دزدان خوشهچین هم سهم خود را خواهند برد.
قاآنیا دعاگو وین مدعا بپرداززحمت مده ازین بیش سلطان راستین را
هوش مصنوعی: ای قاآنی! دعا کن و از این موضوع بیشتر زحمت نکش، زیرا سلطان واقعی وجود دارد.
یزدان سنین ماضی باز آورد دوبارهتا بر بقای خسرو بفزاید آن سنین را
هوش مصنوعی: خداوند سالهای گذشته را به یاد میآورد و دوباره میآفریند تا بر دوام و بقا و عظمت پادشاهی خسرو بیفزاید.