قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - گریز این قصیدهٔ در نسخهٔ دیگر به نام امیر دیوان میرزا نبی خان دیده شد لهذا از محل تغییر تحریر شد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیبایی و魅魅یت معشوقهاش میپردازد و ویژگیهای او را با عناصر طبیعی و جواهری قیاس میکند. چهره و اثرگذاری او را همانند حوریان بهشتی توصیف میکند و بر تاثیر عمیقش بر دل عاشقان تأکید میورزد. شاعر از عشق و شوری که در دل دارد میگوید و به معشوقهاش میگوید که باید از جاذبههای چشمانش مراقب باشد تا از آسیبها محفوظ بماند. همچنین، در وصف قدرت و جلال او به مقایسه با آسمانها و کاخهای پادشاهی میپردازد و به سخاوت و generosity او اشاره میکند. شاعر در پایان به امید و آرزوهای خود برای پذیرش و توجه به این زیباییها و نعمتها اشاره میکند.
ای طرهٔ مشکین تو با مشک پسرعمای خال تو با مردمک دیده برادر
هوش مصنوعی: ای موهای مشکی تو، به زیبایی مشک پسرعم من؛ ای خال زیبای تو، همچون مردمک چشم برادر من.
بیرابطه آن یک را عودست همی خالبیواسطه این یک را عنبر شده مادر
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که وجود و پیوندها به طور مستقیم بر یکدیگر تأثیرگذارند؛ به گونهای که بیواسطه بودن خال باعث به وجود آمدن عطر و خوشبویی میشود. این تصویرسازی نشاندهنده ارتباط عمیق میان زیبایی و عطر در وجود انسان و طبیعت است.
رخسار تو در طلعت حوریست بهشتیگر حور بهشتی بود از مشکش معجر
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو مانند صورت حوریان بهشتی است. اگر حوری بهشتی وجود داشته باشد، باید در زیباییاش با عطر مشک بر سر داشته باشد.
هر رنگ که در گیتی در روی تو مدغمهر سحر که در عالم در چشم تو مضمر
هوش مصنوعی: هر رنگی که در دنیا وجود دارد، در وجود تو به هم آمیخته شده است و هر زیبایی که در دنیا وجود دارد، در چشم تو نهفته است.
زودست کز آن اشک شود عاشق رسوازودستکز آن فتنه برآشوبدکشور
هوش مصنوعی: بسیار زود است که عشق باعث رسوایی شود و همچنین بسیار زود است که یک فتنه میتواند کشوری را دچار آشفتگی کند.
ای ترک یکی منع دو چشمان بکن از سحرارنه رسد آسیبت از میر مظفر
هوش مصنوعی: ای دختر ترک، برای یک لحظه هم که شده، چشمانت را از جاذبهی سحرآمیز دور کن؛ وگرنه آسیبی از دست شخصی قدرتمند به تو خواهد رسید.
سالار نبی رسم و نبی اسم که شخصشاز فضل مجسم بود از جود مخمر
هوش مصنوعی: سالار پیامبران که هم ویژگیهای او و هم نامش نشانه بزرگی و فضیلت است، شخصیتی است که از فضل و کرم بیپایان برخوردار است.
تیغش به چه ماند به یکی سوزان آتشعزمش به چه ماند به یکی پران صرصر
هوش مصنوعی: تیغ او مانند یک شعله آتش سوزان است و ارادهاش همچون تندباد شدید است.
زان یک زند آندم همه گر چوب و اگر سنگاین یک همی از سنگ برون آرد آذر
هوش مصنوعی: در آن زمان که موجودی در زندان است، حتی اگر به او چوب یا سنگ بدهند، او میتواند از دل آن سختیها، آتش و شعلهای زیبا بیرون بیاورد.
خنگش به چه ماند به یکی باد سبکسیرگرزش به چه ماند به یکی کوه گرانسر
هوش مصنوعی: او به مانند کسی است که باد سبکی در حرکت است و در برابر او، کوه عظیمی قرار دارد.
رمحش به چه ماند به یکی نخلکه ندهددر وقعه به جز از سر دشمنش همی بر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و جذابیت یک دختر میپردازد که به مانند درخت نخیلی است که در شرایط سخت، فقط به دشمن خود میوه میدهد. این تشبیه نشاندهنده این است که مانند این دختر، زیبایی و نازش تنها بر کسانی که به او آسیب میرسانند، نمایان میشود و در برابر دیگران خود را نمینمایاند.
درکشتی اگر آیت حزمش بنگارندحاجت نبود درگه طوفانش به لنگر
هوش مصنوعی: اگر در کشتی نشانهای از استقامت و قدرت وجود داشته باشد، دیگر نیازی نیست که در زمان طوفان به لنگر پناه ببریم.
دولت شده بر چهر دلارایش شیداصولت شده بر شخص توانایش چاکر
هوش مصنوعی: سرنوشتی خوش به چهره زیبایی میتابد، و قدرت و شکوه بر شخصی که توانایی دارد، حاکم شده است و او را به خدمت خود درآورده است.
آنجا که بود کاخ جلال وی و گردونآن سطح محدب بود این سطح مقعر
هوش مصنوعی: در آن مکان که کاخ باشکوه او قرار داشت، آسمان به صورت خمیده بود و زمین برعکس آن، فرورفتگی داشت.
بخشنده کف رادش چندان که تو گوییدر حوزهٔ او گشته ضمین رزق مقدر
هوش مصنوعی: بخشنده میدهد به اندازهای که تو تصور کنی در دامن او روزیهای حتمی و مقدر وجود دارد.
ابنای زمان را در او کعبهٔ حاجتاز بس که همی سیم بر افشاند و گوهر
هوش مصنوعی: در زمان ما، افراد مانند کعبهای هستند که برای برآورده شدن نیازها به آن مراجعه میشود، زیرا او به طرز شگفتانگیزی نعمتها و ثروتها را پراکنده میکند.
مسکین نرودش از در جز با دل خرمزایر نشودش از بر جز با کف پر زر
هوش مصنوعی: انسان نیازمند نمیتواند بدون دل خوش و شاد به جایی برود و مُعبر برای او تنها زمانی فراهم میشود که همراه با ثروت و امکانات باشد.
بالاست همی بختش و افلاک بود دونروشن بودش رای و خورشید مکدر
هوش مصنوعی: بخت او در آسمانها بالاست و به همین دلیل فکرش روشن و هوش او درخشان است، اما همچنان که خورشید ممکن است گاهی غبارآلود شود، او نیز در بعضی اوقات دچار مشکلاتی میشود.
خواهم چو همی مدحت خلقش بنگارمننگاشته چون باغ ارم گردد دفتر
هوش مصنوعی: میخواهم وقتی که دربارهی زیباییهای او مینویسم، دفترم به مانند باغ ارم زیبا و دلانگیز شود.
آزاده امیرا سوی این نظم نظر کنکاید ز قبول تو یکی تافته اختر
هوش مصنوعی: درود بر تو ای آزاد، به این نظم نگاه کن که شاید از پذیرش تو، یکی مانند ستارهای تابناک ایجاد شود.
خلاق سخن گر نبود مردم به یکدمچندین گهر از طبع برون نادر ایدر
هوش مصنوعی: اگر بگویم خلاقیت در شعر نبود، مردم نمیتوانستند در یک لحظه این همه گوهر از آنچه در دل و ذهنشان میگذرد، بیرون بریزد.
تا آنکه چو خورشید به برج حمل آیدشام سیه و روز سپیدست برابر
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید به برج حمل میرسد، شب تاریک و روز روشن با هم برابر میشوند.
اعدای ترا تیره چو شب باد همی روزاحباب تو را شب همه چون روز منور
هوش مصنوعی: هرگاه در روز افرادی که به تو نزدیک هستند تاریک و ناامید به نظر برسند، باید بدانید که شب برای من روشن و پرنور است.