قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح میرزا نبیخان
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف پیامبری میپردازد که از سرزمین ری به حضرت میر میآید و به او بشارت میدهد. او به حضرت میر میگوید که باید جام را بردارد و بنوشد زیرا این عمل، توجه و عنایت خداوند را به او جلب میکند. همچنین به خصم میگوید که باید ترس از تیغی داشته باشد که نشان دهنده خشم خداوند است.
شاعر به این نکته اشاره میکند که تقدیر و سرنوشت فراتر از تدبیر انسانهاست و باید به آن اعتماد کرد. او به خواننده توصیه میکند به جای نگرانی از سخنان تلخ و غصهها، به لذتهای زندگی بپردازد و قدر momentهای خوب را بداند.
شاعر در انتها به قدرت خداوند و جلال او اشاره میکند و میگوید که انسانها باید در برابر این قدرت بزرگ خاضع باشند. این poem در نهایت به بیداری روحی و دینی انسان و توجه به زیباییهای زندگی دعوت میکند و بر اهمیت عشق و دوستی تأکید مینماید.
همی به چشم من آید که سوی حضرت میررسولی آید از ملک ری بشیر و نذیر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در نگاه من، کسی از سرزمین ری به سوی پیامبر میآید تا بشارتی را به او بدهد و نیز او را از چیزی نگران کند.
به دستی اندر تیغ و به دستی اندر جاممر آن یک از پی خصم و مر این یک از پی میر
هوش مصنوعی: با یک دست شمشیر را در دست داری و با دست دیگر جام شراب را؛ یک دست برای نبرد با دشمن و دست دیگر برای لذت و شادی.
به میر گوید کاین جام را بگیر و بنوشکه با تو خاطر شه را عنایتیست خطیر
هوش مصنوعی: به میر میگوید این جام را بگیر و بنوش زیرا که دل شاه به تو توجه ویژهای دارد.
به خصم گوید کاین تیغ را ببین و بنالکه بر تو خشم ملک شعله میکشد چو سعیر
هوش مصنوعی: به دشمن بگو که این تیغ را ببین و از خود صدا بلند کن، چرا که خشم پادشاه مانند شعلۀ آتش بر تو میتازد.
سخن دراز چه رانی که کردگار جهانبهکار رفته و آینده حاکمست و خبیر
هوش مصنوعی: به چه سبب سخن را طولانی میکنی، در حالی که خداوند جهان در کار است و آینده از آن اوست و دانای مطلق است؟
بزرگوار امیرا یکی به عیش بکوشکه با مراد تو هم دوش میرود تقدیر
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، ای امیر! سعی کن که از زندگی لذت ببری، زیرا سرنوشت تو در کنار آرزوهایت در حرکت است.
عنان کار به تقدیر کردگار سپارکه بدسگال تو بیهوده میکند تدبیر
هوش مصنوعی: پیچ و مهره کارها را به تقدیر خدا بسپار، زیرا دشمن تو بیفایده نقشهکشی میکند.
دهان شیشهگشای و لب پیاله ببوسعنان چاره رها کن رکاب باده بگیر
هوش مصنوعی: دهان تو مثل شیشهای است که رازها را باز میکند و لبهایت مانند پیالهای هستند که باید بوسید. دیگر به فکر چاره نباش، افسار را رها کن و به بادهنوشی بپرداز.
پی ملاعبه در ساق دلبری زن چنگکه در سرینش ناخن فرو رود چو خمیر
هوش مصنوعی: در جستجوی بازیگوشی در قامت دلربای زن، چون در گوشتان ناخن کند، مانند خمیر نرم و لطیف است.
خمیر مایه گر اینست بدسگال ترابگو که نان نتوان پخت از این خمیر فطیر
هوش مصنوعی: اگر خمیر مایه این است که تو را بدشگون میکند، به او بگو که نمیتوان با این خمیر نانی خوب و خوشمزه پخت.
چه غم خوری ز سخنهای تلخ باده بخورتو آب نوش که بیهوده میزنند صفیر
هوش مصنوعی: نگران حرفهای ناخوشایند نباش، تو باده بنوش و آبی بیاشام که این سخنان بیفایده هستند.
تو راه راست رو و ازکژی عدو مهراسبهل که گندم و جو را عیان شود تسعیر
هوش مصنوعی: به راه درست ادامه بده و از تجاوز دشمن نترس، چرا که در نهایت، حقایق و واقعیات خود را ظاهر خواهند کرد.
تو هرچه کاشتهیی در جهان همان درویگمان مبر که کند حکم نیک و بد تغییر
هوش مصنوعی: هرچه در این دنیا کاشتهای، نتیجهاش همان را درو میکنی. پس خیال نکن که حوادث و سرنوشت، قضا و قدر را تغییر میدهند.
یکی به کوه سخن ران که گرچه هست جمادز زشت زشت دهد پاسخ از خجیر خجیر
هوش مصنوعی: کسی در کوه صحبت کند که حتی اگر اجسام بیجان هم باشند، از شرم و در حضور انسانها، پاسخ زشتی میدهند.
نقود مردم اگر رایج است اگر کاسدبه کردگار رها کن که ناقدی است بصیر
هوش مصنوعی: اگر پول و سرمایهای که در دست مردم است، رونق دارد و به خوبی جریان دارد، یا اگر در رکود و کسادی به سر میبرد، به خداوند توکل کن و رها کن این مسائل را، زیرا او ناظر و بیناست و تمامی وضعیتها را میبیند.
چو کردگار تواند هر آنچه داند کردرضا به دادهٔ او ده که عالم است و قدیر
هوش مصنوعی: هر اتفاقی که خدا بخواهد و بداند، همان را انجام میدهد. پس به آنچه که او به تو میدهد راضی باش، زیرا او عالم و تواناست.
به خلق هرچه تو دادی خدا همان دهدَتو لیک مصلحتی را همی کند تأخیر
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دیگران میدهی، خدا هم همان را به تو خواهد داد، اما بعضی مواقع خداوند به خاطر مصلحتی خاص، عطاها را به تأخیر میاندازد.
اگر مقدمهٔ کار کاسد است مرنجنه خون حیضست اول که گردد آخر شیر
هوش مصنوعی: اگر آغاز کار خوب و مناسب نیست، نگران نباشید، چون این شرایط موقتی است و در نهایت، نتیجه کار به سود و نیکی خواهد انجامید.
به مرد دهقان بنگر که تخم را در خاکبه ماه بهمن باشد که بر دهد مه تیر
هوش مصنوعی: به کشاورز نظر کن که در ماه بهمن، دانه را در خاک میکارد تا در ماه تیر آن را برداشت کند.
بزرگوارا دانی که طبع موزون راز معنی خوش و مضمون تازه نیست گزیر
هوش مصنوعی: بزرگوار، آیا میدانی که داشتن طبع موزون و شاعرانه تنها به خاطر معانی زیبا و مضامین تازه نیست و نمیتوان از آن فرار کرد؟
نخست عذر من از نکتهای من بنیوشاگرچه عفو تو ناگفته هست عذر پذیر
هوش مصنوعی: ابتدا خواستم از تو خواهش کنم به نکات من توجه کنی، هرچند که بخشش تو در این موضوع نیازی به گفتن ندارد.
شنیدهام که پرندوش از سیاست توکشیده راوی اشعار من به چرخ نفیر
هوش مصنوعی: شایع شده که پرندهام از تدبیرهای تو آسیب دیده، راوی اشعار من به هوا فریاد میزند.
ز زهر قهر تو رنجور گشته گنجورتزهی سیاست بیجرم و خشم بی تقصیر
هوش مصنوعی: عزیز من، از کینه و خشم تو دلم به شدت آزرده شده است، واقعاً این رفتار تو با من بیسبب و ناجوانمردانه است.
کس این کند که تطاول کند به منظوریکه هیچ ناظرش اندر جهان ندیده نظیر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند با هدفی که در دنیا هیچ ناظری مشابه آن را ندیده، خود را بالا بکشد یا بزرگمنشی کند.
کس این کند که سیاست کند به معشوقیکه حسن او چو هنرهای توست عالمگیر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند با عشق زیبا و دلفریب خود مانند تو، سیاست کند و به او نزدیک شود. جذابیت و زیبایی تو به اندازه هنرهایت در دنیا شناخته شده است.
نه این همان ملکست آنکه بر شمایل اوز بام عرش سرافیل میزند تکبیر
هوش مصنوعی: اینجا صحبت از یک ملک (فرشته) است که به صفات خاصی اشاره دارد. این ملک با قدرت و عظمت خاصی در حال انجام عمل عبادتی مانند گفتن تکبیر است و در واقع، برتری و جلال آن به قدری است که حتی به عرش (سطح بالا) رفته و از آنجا به سوی انسانها ندا سر میدهد. این تصویر نشاندهنده عظمت و قدرتمندی روحانی است که در عالم وجود دارد.
نه این همان قمرست آنکه پیش طلعت اوسجود میبرد از چرخ آفتاب منیر
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و درخشندگی کسی اشاره دارد که مانند ماه است و همه چیز در مقابل نور او سر تعظیم فرود میآورد. به طور کلی، به وجود روحانی و فرشتهسان او اشاره شده که باعث میشود حتی خورشید هم تحت تأثیر قرار بگیرد.
نه این همان صنم است آن که آیت رخ اوز نور سورهٔ والشمس میکند تفسیر
هوش مصنوعی: این همان معشوقی نیست که تابش چهرهاش تفسیر کنندهٔ نور آیهای از سورهٔ والشمس باشد.
گمان مبر که جلال تو زو زیادتر استاگرچه مایهٔ تعظیم توست این تحقیر
هوش مصنوعی: نپندار که عظمت تو بیشتر از آن چیزی است که هست؛ هرچند این تحقیر، نشانهای از احترام به توست.
تو را به ملک بود فخر و فخر اوست به توتو خود بگو که نه با شخص تست ملک حقیر
هوش مصنوعی: تو در ملک و سرزمین، جلال و شرفی داری و این شرف به خاطر وجود توست. حال خودت قضاوت کن که آیا تو واقعا با یک شخص عادی همردیف هستی یا نه.
تورا سر ار به فلک رفته از جلال منازکه پای او به فلک رفت حبذا توفیر
هوش مصنوعی: نگذار به خودت ببالید که جایگاه تو بالاتر از ستارگان است، زیرا عظمت و جلال من تو را به این اوج رسانده است. چه خوب است که این تفاوت را درک کنی.
اگر تو کشور گیری به روز فخر مبالکه او گرفته کسی را که هست کشورگیر
هوش مصنوعی: اگر تو در روز پرشکوهی به مقام و قدرتی دست یابی، به خود نبال که آن شخصی که توانسته کشوری را به دست آورد، کسی است که خود دارای شایستگی و قدرت است.
تو گر امیری و خلقی اسیر حکم توانداسیر اوست امیری که خلق کرده اسیر
هوش مصنوعی: اگر تو صاحب قدرتی، مردم در دست تو هستند و میتوانی بر آنها فرمان برانی. اما برعکس، کسی که آفریده، خود در تسلط و فرمانروایی وجود دارد.
به خود مناز که نخجیر تست شیر ژیانچه جای شیرکه او میکند نخجیر
هوش مصنوعی: به خودت نناز که تو شکارچی هستی، زیرا در برابر شیر، تو هیچ ارزشی نداری. شیر واقعا شکار را انجام میدهد و تو تنها نقش نگران را داری.
مگو که شد چو سلیمان پری مسخر منپری نگر که سلیمان همی کند تسخیر
هوش مصنوعی: نگویید که او مانند سلیمان پریها را در اختیار دارد، بلکه به پری نگاه کنید که سلیمان نیز آنان را تسخیر میکند.
ریاست تو اگر موجب سیاست اوستبه جان او که برو ترک این ریاست گیر
هوش مصنوعی: اگر ریاست تو در خدمت سیاست اوست، پس برای جان او، بهتر است که از این مقام دست بکشی.
به دوست بیم رسد از تو و به دشم سیمبهجای خصمی خیر به جای دوست شریر
هوش مصنوعی: دوستت ممکن است از تو ناراحت شود و دشمنی که در برابر توست، ممکن است به جای خصومت، خوبی بکند. اما برعکس، شخصی که به عنوان دوست شناخته میشود، ممکن است رفتاری بد داشته باشد.
بترس از آنکه کشد ابرویش به روی تو تیغبترس از آنکه زند مژهاش به جان تو تیر
هوش مصنوعی: از کسی بترس که با زیباییهایش میتواند تو را آسیبپذیر کند؛ نگریستن او به تو میتواند خطرناک باشد و بر تو تأثیر عمیق بگذارد.
در انگبین لب ار سرکه ریزد از دشنامز بهر چارهٔ صفرای تست ازو بپذیر
هوش مصنوعی: اگر عسل لبهایت به سرکه آلوده شود، بدان که برای درمان تلخی زندگیات است، پس از آن بپذیر و استقبال کن.
به وقت صفرا بیسرکه انگبین ندهندحکیم حاذق بیجا نمیکند تقریر
هوش مصنوعی: در زمان بیماری صفرا، به کسی که نیاز دارد، دارویی بیفایده نمیدهند و حکیم ماهر هم بیدلیل توصیهای نمیکند.
ستم به راوی اشعار من ستوده نبوداگر چه شعر مرا کس نمیخرد به شعیر
هوش مصنوعی: اگرچه کسی از شعرهای من استقبال نمیکند و آن را نمیخرد، اما ظلمی که به کسی که داستانهای من را روایت میکند، بر نخواهد رفت.
گمان مبر که نوازی به شال کشمیرشکه یک نگاه وی ارزد به هرچه در کشمیر
هوش مصنوعی: به خودت نگو که با محبت و لطافتش به شال کشمیر، چون تنها یک نگاه او ارزش بیشتری دارد نسبت به هر چیزی که در کشمیر وجود دارد.
مگو لباس حریرش دهم که فخر کندکه فخر از تن او میکند لباس حریر
هوش مصنوعی: نگو که من لباس حریر به او میپوشانم تا مغرور شود، زیرا افتخار فقط به خاطر وجود او است و لباس حریر هیچگاه نمیتواند باعث فخر او شود.
مگو ز مهر بسایم عبیر بر زلفشکه زلف او را ساید همی به خویش عبیر
هوش مصنوعی: نپرس که چرا از عطر زلف محبوبم میگویم، چرا که خود زلف او نیز با عطر آغشته است و این عطر را به وجود خود میپذیرد.
علاج قلب نوان کن به وصل یار جوانکه هر دو کون نیرزد به یک نصیحت پیر
هوش مصنوعی: برای درمان دلهای بیتاب، به وصالی با یار جوان روی بیاور، چرا که هر دو دنیا به یک نصیحت از پیر نمیارزد.
تو نیز خازن میرای به چهره خالق ماهاز این مرنج که میرت کشیده در زنجیر
هوش مصنوعی: تو هم مانند موجودی زمینی و فانی به نظر میرسی، اما نگران نباش که خالق زیباییات، همچون ماه، در واقع تو را در زنجیر قرار نداده است.
چو بود قصر وجودت ز خلق بد ویرانخراب کرد ترا تا ز نوکند تعمیر
هوش مصنوعی: وجود تو مانند کاخی است که از دست مردم بد ویران شده و اکنون به دست آنها نیاز به بازسازی دارد.
چو یافت زلف تو دزد دلست بندش کردکه در شریعت فرض است دزد را تعزیر
هوش مصنوعی: وقتی که زلف تو به دزد دل تبدیل شد، او را گرفتار کرد، چون در قوانین اسلام مجازات برای دزدی لازم است.
خمیروار بمالید از آن تو را در چنگکه نان بختت برناید از تنور فطیر
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی، باید همانند خمیر، تلاش و زحمت بکشی و آن را به خوبی شکل دهی. در غیر این صورت، شانست برای دستیابی به نعمتها و خیرات زندگی به ثمر نخواهد نشست.
ممود پای ترا در فلککه تا زین پسزنی به همت او پشت پا به چرخ اثیر
هوش مصنوعی: به سمت آسمان بلند شو و از این پس با ارادهات به مدار گردون ضربه بزن.
وجود تست چو می روح بخش و بر می نابهر آنچه بیش زنی لت فزون دهد تأثیر
هوش مصنوعی: وجود تو همچون شراب دلنشین و با نشاط است و هر چه بیشتر بر آن بیفزایی، تأثیرش نیز بیشتر میشود.
مگر ندیدی نار را که بر سر چوبهزار تیشه زند تا شود به شکل سریر
هوش مصنوعی: آیا ندیدی که نار، با هزار ضربه تیشه به چوب، تلاش میکند تا آن را به شکل تخت یا برگی درآورد؟
دوهفته پیش بهخوابآمدمشبیکهز خشمگرفته مار سیاهی به چنگ میر کبیر
هوش مصنوعی: دو هفته پیش، شبی خوابم برد و در آن شب که بر اثر خشم، ماری سیاه به دست میر کبیر افتاده بود.
به وقت خشم چو زلف ترا بنافت به چنگیقین شدم که همین بود خواب را تعبیر
هوش مصنوعی: زمانی که خشمگین شدم و موهایم به هم ریخت، مطمئن شدم که این همان تعبیر خوابهایم بود.
زهی سخنور ساحر حکیم قاآنیکه آفتاب و مه استش نهان به جیب و ضمیر
هوش مصنوعی: ستایش میکنم سخنور ماهر و دانای قاآنی را که همانند آفتاب و ماه، در دل و نهانخانه وجودش، دانش و اندیشههای عمیق پنهان است.