قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۰ - و له فی المدیحه
هوش مصنوعی: این شعر از معانی عمیق و ستایشهای زیبایی درباره خداوند و پادشاه الهامی صحبت میکند. شاعر به توصیف آفرینش انسانها میپردازد و بیان میکند که هر عضو و حس انسان به منظور تمجید و ستایش از «شاه جهان» خلق شده است. او از خصوصیات «قهرمان» و «پادشاه» سخن میگوید و در بیان عظمت آنها تأکید میکند که حتی در شرایط دشوار نیز برتری و قدرت خود را حفظ میکنند.
شاعر همچنین از وفاداری به شاه و تبعیت از او سخن میگوید و اهمیت تداوم مدح و ستایش از او را یادآور میشود. بهطور کلی این شعر به وفاداری، شجاعت و قدرت پادشاه و تابآوری او در برابر چالشها تأکید دارد و در نهایت به مدح و ستایش خداوند نیز اشاره میکند.
خلق را چون آفرید از لطف خلاق جهانداد گوش و چشم و لب پا و سر و دست و زبان
هوش مصنوعی: خداوند به خاطر مهر و لطفش، انسانها را آفرید و به آنها اعضای بدن مانند گوش، چشم، لب، پا، سر، دست و زبان عطا کرد.
تا که گوشی نشنود جز مدحت دارای عهدتا نبیند دیدهیی جز طلعت شاه جهان
هوش مصنوعی: تا وقتی که هیچ گوشی جز خوبیهای صاحب عهد را نمیشنود و هیچ چشمی جز جمال پادشاه جهان را نمیبیند.
تا لبی از هم نجنبد جز به مدح شهریارتاکه پایی نسپرد ره جز ره آن آستان
هوش مصنوعی: تا کسی به غیر از ستایش پادشاه لب به سخن نگشاید و قدمی جز در مسیر آن درگاه برندارد.
تا نباشد در سری جز شوق سلطان زمنتا نه دستی جز که بر دامان دارای زمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دل هیچ احساسی جز اشتیاق به سلطان نباشد، و تا وقتی که دست دیگری جز دست خودم به داراییهای زمان نرسد.
خاصه از روز ازل زان رو زبان را نطق دادکاو نیاید در سخن الا به مدح قهرمان
هوش مصنوعی: از همان روز اول، زبان انسان به گونهای آفریده شده است که فقط در ستایش قهرمانان سخن میگوید و نمیتواند جز در این مورد صحبت کند.
قهرمان ملک جمشیدی بهادر شه حسنآنکه زد خرگاه عزّت بر فراز لامکان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تمجید و ستایش از شخصیتی قهرمان و بزرگوار اشاره میکند که دارای شجاعت و دلیری خاصی است. او به گونهای برجسته است که مقامات و عزت را در بالاترین جاها قرار داده و از آن به عنوان نمادی از عظمت و افتخار یاد میکند.
نزد او وقری نباشد رزم را با روز بزمپیش از فرقی ندارد آشکارا یا نهان
هوش مصنوعی: در نزد او، جنگ و جشن هیچ تفاوتی ندارند و چه در برابر عموم باشد و چه در خفا، باز هم شرایط یکسان است.
خشتی از درگاه او را گر به صد قسمت کنندگردد از هر پارهٔ خشتی عیان صد آسمان
هوش مصنوعی: اگر سنگی از درگاه او را به صد تکه تقسیم کنند، از هر تکه آن، صد آسمان نمایان خواهد شد.
با بر و بُرزش سزد برزو دهد ابراز بُرزبا توان او توان گفتن تهمتن را نوان
هوش مصنوعی: با ویژگیها و تواناییهایش، شایسته است که قدرت و برتری خود را نمایش دهد. او با توانمندیهایش میتواند داستان تهمتن (رستم) را به زیبایی روایت کند.
ای کیومرث جهان هوشنگ تهمورس نظیروی فریدون زمان جمشید کسری پاسبان
هوش مصنوعی: ای کیومرث، همانند هوشنگ و تهمورس، فریدون نیز در زمان جمشید مانند کسری از این سرزمین محافظت میکند.
نی تو را در صد قران گیتی نماید یک قریننی تو را با صد قرین گردون رساند یک قران
هوش مصنوعی: تو را به صد اعتبار در جهان میبینند، اما یک کس نمیتواند تو را با یک اعتبار به آسمان برساند.
ختم. را از کف عنان وز پا رود بیرون رکابچون کنی پا در رکاب و چون به کف گیری عنان
هوش مصنوعی: وقتی که میخواهی از اسب پیاده شوی، باید به آرامی عنان را رها کنی و پا را از رکاب بیرون بیاوری. تنها زمانی که پا را در رکاب گذاشتی و دستت بر روی عنان است، میتوانی به درستی هدایت کنی.
بذل با طبع توگویا زادهاند از یک شکمجود با دست تو مانا آمدستی توأمان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بخشندگی و رافت تو به گونهای است که از یک منبع و ریشه مشترک نشأت گرفته است. حسن دستدهی تو نیز موجب شده تا این صفات به طور پایدار و ماندگار در تو جلوهگر شوند.
قهر و لطفت را بود قدرت که انگیزد به فعلآتش برزین ز دریا آب زمزم از دخان
هوش مصنوعی: تو از قدرت و توانایی خود میتوانی به راحتی احساس غضب و محبت را برانگیزی، مانند اینکه آتش را از دریا بیرون بکشی یا آب زلال زمزم را از میان بخار و دود استخراج کنی.
گر ز حکم نافذت گردن بپیچد روزگارآسمان بر گردنش بندد طناب از کهکشان
هوش مصنوعی: اگر از قانون تو منحرف شود، روزگار به مانند آسمانی که در دورش طناب کشیدهاند، او را به خود میپیچد و گرفتار میکند.
چیستدر دست تو آن لعبتکه در هنگام سیرهمچو مستسقی بود جویای آب از هر کران
هوش مصنوعی: در دستان تو آن دختر زیبا چه چیزی است که در زمانی که در حال گشت و گذار است، مانند انسانی تشنه به آب از هر سو به دنبال آبی میگردد؟
تا ندری مر دهانش را نیاید در سخنتا نبری مر زبانش را نیاید در بیان
هوش مصنوعی: تا زمانی که از حال و رفتار او آگاهی نداشته باشی، نمیتوانی چیزی از سخنانش بفهمی و او هم در بیان رازش ناتوان خواهد بود.
پیکرش سقلابی است و چهره زنگی لاجرمگه به سوی رزم تازد گه به سوی قیروان
هوش مصنوعی: جسم او مانند پرندهای لطیف و زیباست و چهرهاش رنگین و جذاب. او گاهی به سمت جنگ میرود و گاهی نیز به سوی آرامش و آسایش.
در نظام مملکت چون تالی تیغ تو شدهم نیغش زان سب جا دادهبی اندر بنان
هوش مصنوعی: در نظام کشور، وقتی که مقام و جایگاه تو مانند تیغ درخشان و تند است، باید در جاهای دیگر هم قدرت و نفوذ خود را حفظ کنی و از دست ندهی.
شهریارا گر بدینسان تربیت فرماییمبس نپاید کم ثنا گوید حکیم شیروان
هوش مصنوعی: اگر شهریار را به این شکل تربیت کنیم، دیگر نمیتوان انتظار داشت که حکیم شیروان، او را به خوبی یاد کند و از او ستایش کند.
دی که بوسیدم زمین زان پس که خواندم نظم خویشخواشم زی بنگه ویران مد.گردم روان
هوش مصنوعی: روزی که زمین را بوسیدم و شعر خود را خواندم، آرزو دارم که دیگر به آن ویرانه نگاه نکنم و از آن دور بشوم.
دید درکریاس درگاهت مرا سردار عصرآنکه تا جاوید باد او را حیات جاودان
هوش مصنوعی: دیدم که در درگاه تو، من را به عنوان سردار زمانه میشناسند؛ کسی که آرزو میکنم همیشه زنده و پایدار بماند.
بانگ زد قاآنیا بنشین زمانی تا تو راچند مضمون در مدیح پادشه بدهم نشان
هوش مصنوعی: قاآنیا، لحظهای بنشین تا به تو چند موضوع در مورد ستایش پادشاه بگویم.
پس مسطر کرد سطری چند بر قرطاس زرزان مضامینی که کردم نظم در صدر بیان.
هوش مصنوعی: پس چند خطی روی کاغذ طلا نوشت، از موضوعاتی که در آغاز سخن به نظم آورده بودم.
وانگهم فرمود گر گفتی بدین طرز و طریقزر فشانم این چنین و سیم بخشم آنچنان
هوش مصنوعی: اگر بگویی که به این روش و به این شیوه عمل کن، من طلا در پایت میریزم و نقره به تو میبخشم.
من به پاسخ عرض کردم ای عجب کاندر تخستگوهر افشانی به من از مدح شاه کامران
هوش مصنوعی: من با تعجب گفتم که تو از دل و جان در مدح شاه توانمندی صحبت میکنی، در حالی که درون تو گنجینهای از خوبیها و فضیلتها پنهان است.
بعد بذلگوهرم منت نهی از سیم و زربعد جود لجهام مکنت دهی از آبدان
هوش مصنوعی: پس از اینکه جواهر خود را بخشیدم، دیگر از تو انتظار نداشتهام که از نقره و طلا به من کمک کنی. بعد از آنکه بخششهای بیپایان من را دیدی، دیگر به من جایگاهی از زندگی ندهی که به زحمت زندگی بگذرانم.
حق همی داند نگفتم بر امید آنچه گفتجز ز بهر امتثال و جز ز بهر امتحان
هوش مصنوعی: خداوند میداند که آنچه را گفتم تنها به خاطر اطاعت و امتحان بوده و نه به خاطر امیدی به آنچه گفتهام.
تا پس از هر فصل دی گردد بهاری آشکارتا که بعد از هر بهاری فصل دی گردد عیان
هوش مصنوعی: برای اینکه هر زمستان بعد از هر بهار نمایان شود، باید بهار در هر دیماه به وضوح دیده شود.
دشمنانت را خزانی باد لیکن بیبهاردوستانت را بهاری باد لیکن بیخزان
هوش مصنوعی: دشمنانت از بین بروند و نابود شوند، اما دوستانت همیشه در شادی و سرسبزی باشند و هیچ وقت با مشکلات مواجه نشوند.