غزل شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و از او به نیکی یاد میکند. مسجدی که در آنجا نماز میخواند به خاطر وجود چهرهای زیبا دعاهای فراوانی میطلبد. او زندگی کوتاه را با دوستانی که در صداقت و صفا هستند میبیند و به اهمیت مهر و وفا ترغیب میشود. شاعر همچنین به اسرار علم غیب اشاره میکند و بیان میکند که نباید در مورد آن سوال کرد. او پیشنهاد میکند که در مواجهه با بیگانگان باید با روی گشاده و لب بسته برخورد کرد. همچنین بر عشق و دلدادگی تأکید میکند و میگوید که مرگ واقعی زمانی فرامیرسد که تیر عشق از هدف خود خارج شود. تمامی این مضامین به زیبایی و عشق وفادارانه نسبت به معشوق مربوط میشود.
هر جا حکایت از صنمی دلربا روداز هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از یک معشوق دلربا باشد، همه به زبانهای مختلف از او تعریف و تمجید میکنند.
در مسجدی که سادهرخی میکند نمازصد دست بر فلک ز برای دعا رود
هوش مصنوعی: در مسجدی که چهرهای ساده و زیبا در آن به نماز میایستد، از دل مردم دعاهای زیادی به سمت آسمان بلند میشود.
سر پیش چشم من به حقیقت عزیز نیستالا دمی که در سر مهر و وفا رود
هوش مصنوعی: به جز دمی که با عشق و وفا در سرم میگذرد، هیچ چیز دیگری برای من باارزش و عزیز نیست.
این پنج روز عمر گرامی عزیز داربا دوستان بهل که به صدق و صفا رود
هوش مصنوعی: این پنج روز عمر باارزش خود را گرامی بدار و با دوستانت به خوبی و صداقت بگذران.
چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیبحیفست از آن نفس که به چون و چرا رود
هوش مصنوعی: از آنجا که هیچ کس از اسرار علم غیب خبر ندارد، ظلم است که نفس انسان به دنبال سوال و جوابهای بیمورد برود.
رویی گشاده دار و لبی بسته تا ز دربیگانه آید ار به درون آشنا رود
هوش مصنوعی: با چهرهای خوشرو و لبانی خاموش باش تا اگر کسی از بیرون به سراغت آمد، بتوانی دوستان خود را به درون راه بدهی.
تیرم بزن بکش که خطا نیست مرگ منمرگ من آن دمست که تیرت خطا رود
هوش مصنوعی: بزن به هدف و بکش، چون خطا در کار نیست؛ مرگ من آن لحظهای است که تیر تو به اشتباه برود.
بر صورتت مگر در و دیوار عاشقندکز هرکجا روم هه ذکر شما رود
هوش مصنوعی: بر چهره تو انگار همه جا عاشق است، زیرا از هر طرف که بروم، نام تو به ذهنم میآید.
بر گنج طلعت تو اگر بنگرد گداچون از مقابل تو رود پادشا رود
هوش مصنوعی: اگر گدا به زیبایی و جلوه تو نگاه کند، وقتی که از کنار تو عبور کند، حتی پادشاه نیز احساس حقارت خواهد کرد.
از خاطرم نمیرود آن ساق سیمگونمشکل خیال سیم ز یاد گدا رود
هوش مصنوعی: آن ساقی با موهای نقرهای و زیبایش هرگز از یادم نمیرود، حتی اگر یاد من به سادگی فراموش شود.
زلفت چو ما نگون و پریشان و درهمستآشفته روز آنکه تو را در قفا رود
هوش مصنوعی: موهای تو چون ما، پریشان و نامنظم است، و روزی که تو از پشت سر بروی، همه چیز به هم میریزد.
خوابم ز چشم رفت و دل از دست و جان ز کفبر من ز یک نیامدنت تا چها رود
هوش مصنوعی: چشمم به خواب رفته و دلم بیتاب است، جانم در عذاب است. از وقتی که تو نیامدی، نمیدانم که چه بر سرم خواهد آمد.
دور از تو شخص من پر کاهی فزون نبودوانهم به باد رفت کنون تاکجا رود
هوش مصنوعی: دور از تو، وجود من چیزی بیشتر از پر کاهی نیست و آن هم به باد رفته. حالا آن پر، به کجا خواهد رفت؟
مشتاق روی دوست نخواهد به غیر دوستکان مدّعیست کش سخن از مدعا رود
هوش مصنوعی: کسی که عاشق چهره محبوبش است، هیچ جذبهای به غیر از او نخواهد داشت، زیرا اگر کسی بخواهد درباره عشقش صحبت کند، فقط به آنچه در دل دارد اشاره میکند.
گر خاک پارس شد همه دریا عجب مدارزین آبهای شور که از چشم ما رود
هوش مصنوعی: اگر خاک پارس (ایران) به دریا تبدیل شود، شگفتی نداشته باش، زیرا این آبهای شور که از چشمان ما سرازیر میشود، ناشی از غم و اندوه ماست.