غزل شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به معشوقی است که روح را جلا میبخشد و در عین حال سنگدل به نظر میرسد. شاعر به زیبایی و عجیب بودن معشوق اشاره میکند که مانند آتش در آب و گل تأثیرگذار است. او سوگند یاد کرده که بارها معشوق را ببوسد و تنها زیبایی او را در آب و آیینه دیده است. شاعر معتقد است که عاشق باید تنها به رضای محبوب خود فکر کند و این نشاندهنده عجز و تواضع اوست. در نهایت، شاعر به قدرت و توانایی خداوند اشاره میکند و میگوید که حتی اگر انسان به پای عشق بیفتد، این عیبی ندارد زیرا خداوند نیرومند است.
آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای اوآتش زند در آب و گل ما هوای او
هوش مصنوعی: آن کسی که به ظاهر بسیار سفت و سخت است و در عین حال تاثیر عمیقی بر روح و جان انسانها دارد، باید در دل خاک و در دنیای مادی ما، همچون آتش در آب و زمین وجود داشته باشد و انسانها همیشه به یاد و فکر او باشند.
سوگند خوردهام که ببوسم هزار بارهرجا رسیده است به یکبار پای او
هوش مصنوعی: قسم خوردهام که هرجا پای او به زمین رسیده، هزار بار آنجا را ببوسم.
جز کاندر آب و آیینه دیدم جمال ویبر هیچ کس نظر نگشودم به جای او
هوش مصنوعی: جز در آب و آینه، زیبایی او را ندیدم و به هیچ کس دیگری نگاه نکردم.
عاشق که آرزو نکند جز رضای دوستاین عجز او بتر بود ازکبریای او
هوش مصنوعی: عاشق واقعی هرگز انتظار غیر از خوشنودی معشوقش را ندارد، و اگر چنین خواستهای داشته باشد، این نشانهای از ضعف اوست که بیشتر از خودخواهی و غرور معشوقش به چشم میآید.
گر مدعی نبود ز خود خواهشی نداشتاو را چه کار تا طلبد مدعای او
هوش مصنوعی: اگر مدعی وجود نداشت، او هیچ خواستهای نداشت. پس او چه نیازی به درخواست چیزی دارد؟
گر زیرکی بهل که همین عین آرزوستکز دوست آرزو بکند جز رضای او
هوش مصنوعی: اگر کسی باهوش باشد، متوجه میشود که همین خود آرزوست که آرزو از دوست نداشته باشد جز رضایت او.
قاآنی ار ز پای فتادست عیب نیستنیکو قویست دست توانا خدای او
هوش مصنوعی: اگر قاآنی از پای افتاده باشد، ایرادی ندارد؛ زیرا دست توانا و قوی خداوند، او را حمایت خواهد کرد.