شمارهٔ ۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان نکاتی درباره بخیل و طبیعت او میپردازد. شاعر میگوید که کسی نمیتواند بدبختی و رنج بخیل را درک کند، زیرا او همواره خود را اذیت میکند و تنها دیگران از دسترنج او بهرهمند میشوند. با اینکه او هنوز زنده است و دنیای material را ترک نکرده، اما در واقع روح او در دنیا رنج میکشد. در نهایت، زمانی که او از دنیا میرود، ثروت و مال او به دست فردی بیارزش میافتد که فقط از آن بهرهمند میشود. این شعر به نقد بخیلی و بیتوجهی به دیگران میپردازد.
کسی ندیده سیهروزی از بخیل بترکه خود تعب کشد و غیری انتفاع کند
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیتوان پیدا کرد که بدبختی و سیهروزی بخیل را بیشتر از خود او حس کرده باشد؛ زیرا او خود رنج میبرد، در حالی که دیگران از دسترنج او بهرهمند میشوند.
از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقیز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند
هوش مصنوعی: این شخص تا زمانی که هنوز انرژی و جوانی در بدنهاش وجود دارد، از لذتها و زیباییهای دنیا دوری میکند و از آنها اجتناب میکند.
ولی جنازهاش از در برون نرفته هنوزدر آن زمان که جهان را به جان وداع کند
هوش مصنوعی: جنازهاش هنوز از در بیرون نرفته، در حالی که وقت وداع با دنیا نزدیک است.
به مال و دولت او سفلهای گمارد چرخکه نان او خورد و با زنش جماع کند
هوش مصنوعی: چرخ گردون به آدمی کممایه و پست اجازه میدهد که با ثروت و دارایی او زندگی کند و از آن بهره ببرد، در حالی که او خودش زندگی معمولی و بیفروغی دارد.