شمارهٔ ۱۱۰
هوش مصنوعی: این متن درباره شخصیت و عظمت مشیرالملک، وزیر و دبیر مهمی از دوران خود صحبت میکند. او را بزرگتر از جهان و فراتر از زمان میداند. شاعر به زیبایی و دقت او در حساب و علم اشاره میکند و بیان میکند که مشیر به شدت درخشان و برجسته بود. پس از مرگ او، کرم و سخاوتش نیز همراهش رفتند و یادگارهای او یتیم ماندند. شاعر از اندوه و تأثیر عمیق فقدان او بر جامعه سخن میگوید و به مفهوم اینکه هیچ کس نمیتواند جای او را پر کند، اشاره میکند. در پایان، اشارهای به بزرگی ماوراء الطبیعه مشیر دارد و میگوید که زمین و آسمان نیز در برابر او کوچک بودهاند.
وزیر عصر و مجیر جهان مشیرالملکدبیر دولت و صدر مهین و بل جهان
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف مقامی بلندمرتبه و معتبر میپردازد که مسؤولیتهای زیادی در امور سیاسی و اداری کشور دارد. این فرد نه تنها در امور داخلی کشور نقش دارد، بلکه به عنوان مشاور و راهنمایی برای دیگران نیز شناخته میشود. او از شخصیتهای کلیدی و تأثیرگذار در اداره کشور به شمار میآید و جایگاهی بسیار مهم در ساختار دولتی دارد.
محیط جود محمّدعلی که همّت اوچو فیض هستی و صنع قضا نداشت کران
هوش مصنوعی: در انسان وجود محمّدعلی، روح طولانی و بیپایانی وجود دارد که همانند نعمت هستی و تحقق سرنوشت، محدودیتی ندارد.
چو نور در بصر و جان به جسم و دل در بربزرگتر ز جهان بود در میان جهان
هوش مصنوعی: نور به مانند نوری است که در دیده و جان میتابد و در دل و جسم انسان قرار دارد. این نور از همه چیز بزرگتر و والاتر است و در میان تمام موجودات جهان جاری است.
چنان دقیق که کلکش دقایق شب و روزحساب کردی از ابتدای خلق زمان
هوش مصنوعی: تو به قدری دقیق و زیرکانه همه جزئیات شب و روز را محاسبه کردهای که از زمان آغاز خلقت هم فراتر میروی.
عجب نباشد اگر در حسابگاه نشورحساب خلق سپارد به کلک او یزدان
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر در روز حساب، خداوند کارهای انسانها را به دفتر خود بسپارد.
ندیده بودم الا پس از وفات مشیرکه زیر خاک رود بحر و جان سپاردکان
هوش مصنوعی: من هرگز ندیده بودم، مگر بعد از فوت مشیر، که چگونه در زیر خاک، دریا و جان انسانها دفن میشود.
بمرد و مرد به همراه او سخا و کرمبرفت و رفت به دنبال او قرار و توان
هوش مصنوعی: مردی از دنیا رفت و همراه او ویژگیها و صفات نیکو همچون سخاوت و generosity نیز از بین رفت و آن صفات دیگر به دنبال او نرفتند و از میان رفتند.
برفت و زو دو گهر یادگار ماند بلیبجزگهر چه بود یادگار از عمّان
هوش مصنوعی: او رفت و از او دو گوهر بهجا ماند. البته از چیزی جز آن دو گوهر چه میتوان بهعنوان یادگار یاد کرد، از عمان.
چو او بمرد وگهرهای او یتیم شدندگهرشناس خرد گوهر یتیم به جان
هوش مصنوعی: وقتی او از دنیا رفت و فرزندانش بیسرپرست شدند، کسی که به ارزش و معانی چیزها آگاه است، به طور عمیق از این وضعیت متاثر میشود و به حال فرزندان یتیم دلش میسوزد.
پس از هلاک وی این نکته گشت معلوممکه آفتاب توان کرد زیرگل پنهان
هوش مصنوعی: پس از مرگ او، این نکته برایم روشن شد که خورشید نمیتواند زیر خاک پنهان بماند.
قدش کمان بد وکلکش بهراستی چون تیربه حیرتم که چرا ماند تیر و جست کمان
هوش مصنوعی: قدش مانند کمان است و کمرش به راستی مثل تیر. در حیرتم که چرا تیر در حال حرکت مانده و کمان به جلو نرفته است.
به کیش من سر آن تیر را بریدن بهبه جرم آنکه کمان را چرا نشد قربان
هوش مصنوعی: در دین و آیین من، سر آن تیر را بریدن کار درستی نیست، چرا که به خاطر آن که کمان قربانی نشد، این عمل به هیچ وجه قابل قبول نیست.
حکیم گوید چرخ از زمین بزرگترستولی منت بنمایم خلاف این برهان
هوش مصنوعی: حکیم میگوید که دایره آسمان از زمین بزرگتر است، اما من خلاف این ادعا را ثابت میکنم.
از آنکه من به سر تربت مشیر شدمسپهر دیدم در خاک تیره کرده کمان
هوش مصنوعی: وقتی به سر قبر مشیر رفتم، شاهد آسمانی شدم که بر روی زمین تاریک مانند کمانی کشیده شده است.
ز بسکه عالم امکان به شخص او بد تنگنموده جانش بدرود عالم امکان
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه همه چیز در جهان به شدت بر روی او فشار آورده، روحش از جهان امکان وداع میکند.
بزرگتر ز جهانی شد از جهان بیرونجهان به خلق جهان تنگ گشته اینت نشان
هوش مصنوعی: بزرگتر از آنچه در دنیا وجود دارد، از خود عالم فراتر رفتهای و به خاطر خلق جهان، این نشانه نشان میدهد که برای تو، دنیا تنگ شده است.