تناجی
کسایی مروزی

خضاب شاعر

از خضاب من و از موی سیه کردن منگر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!
غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ منخردِ پیران جویند و نیابند مگر!