غزل شمارهٔ ۳۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حالت و افکار خود در شب اشاره میکند. او با بیانی شاعرانه و در قالب وعدههای عاشقانه، از حال مستی و عشق سخن میگوید. شاعر به تقاضا و دعا پرداخته و به عشق مجنون و معشوق خود اشاره میکند. او آروز دارد تا با حالتی خاص و به نوعی تغییر در زندگی، به سروسامان برسد. همچنین از خنده و خوشیهای گذشته یادی میکند و بر تأثیر شعر و موسیقی در زندگی خود تأکید میکند. در نهایت، شاعر به احساسی عمیق از درد و ناله دلتنگی نیز اشاره دارد.
صد قول به یک زمزمه طی می کنم امشبمستی نه به اندازه ی می می کنم امشب
هوش مصنوعی: امشب با یک حرف و زمزمه، تمام وعدهها و قولها را فراموش میکنم. حالا که مستم، دیگر اندازهای برای خودم قائل نیستم و فقط از لذت میبرم.
مجنون ترا قبله اجابت ز دعا بودهنگام دعا روی به حی می کنم امشب
هوش مصنوعی: مجنون در دلش به تو نگاه میکند و در هنگام دعا، رو به سوی خدا میکند. امشب در خواستههایش تمام توجهش به توست.
تا کی طلب از وادی راحت کندم دوراین ناقه درین مرحله پی می کنم امشب
هوش مصنوعی: تا کی باید از سرزمین آسایش دور باشم؟ این شتر را در این مرحله، امشب به دنبال به دست آوردن میروم.
آن خنده که دی ساغر جم داشت به خورشیدبر جام جم و مجلس کی می کنم امشب
هوش مصنوعی: امشب میخواهم بر روی جامی که از جم گرفته شده، خندهای را که دیروز در مجلس شادی بود، تکرار کنم و آن را به خورشید نیز تقدیم کنم.
نگشود در گفت و شنودم به مشایخآن داد و ستد با دف و نی می کنم امشب
هوش مصنوعی: امشب با ساز و نی در محفل، با اهل wisdom به گفتگو نمیپردازم و ارتباطی نمیزنم.
همت نه متاعی است که ارزد به تقاضااین زمزمه با حاتم طی می کنم امشب
هوش مصنوعی: تلاش و اراده چیزی نیست که به صورت کالا در خواستهها سنجیده شود. امشب من این احساس را با حاتم طائی در میان میگذارم.
عرفی لب من درد به افغان بگشودستاین ناله به فرموده ی می می کنم امشب
هوش مصنوعی: با صدای دردناک من، رازهایی فاش شده است و امشب به خاطر می، این ناله را سر میزنم.