غزل شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مضامین عرفانی و دینی اشاره دارد. شاعر از عبادت، شب زندهداری و اهمیت طاعت صحبت میکند و میگوید که این اعمال ارزشمندتر از خواب غفلت هستند. او توصیه میکند که در جستجوی مقامات معنوی، از دل مشغولی به حلاوت و تلخیهای دنیا دوری کنیم، زیرا اینها عادتهای انسانی هستند. همچنین اشاره میکند که سلام و دعا به دوستان الزامی نیست و این کارها بیشتر نشانه محبت است. در پایان، شاعر به اهمیت عشق و سیر و سلوک در مسیر معنوی اشاره میکند و یادآور میشود که شعر باید حاکی از حکمت باشد و نه صرفاً هنر.
آنی که پای تا به سرت عجب طاعت استشب زنده داریت بتر از خواب غفلت است
هوش مصنوعی: زمانی که تمام وجودت در عبودیت و بندگی است، بیداری شبانهات نیکو است و از خواب غفلت بهتر.
خواهی به کعبه رو کن و خواهی یه سومناتدل بد مکن که شش جهت از بهر طاعت است
هوش مصنوعی: هر جایی که بخواهی به عبادت و راز و نیاز بپردازی، مشکل را در دل راه نده و بدان که همه جا برای پرستش مناسب است.
بیرون بود حلاوت و تلخی و مدح و ذمرد و قبول با همه از روی عادت است
هوش مصنوعی: خارج از وجود ما، شیرینی و تلخی، خوبی و بدی همه تحت تأثیر عادتها و رفتارهای ما قرار دارند.
احباب را سلام و دعایی ضرور نیست این شیوه ها وسیله ی مهر و محبت است
هوش مصنوعی: سلام و دعای خیر برای دوستان و آشناها نیازی ندارد. این روشها فقط وسیلهای برای ابراز دوستی و محبت هستند.
غافل مرو که تا در بیت الحرام عشقصد منزل است و منزل اول قیامت است
هوش مصنوعی: نگران نباش که در راه رسیدن به عشق، مسیر طولانی و پرفراز و نشیبی وجود دارد و منزل اول در این سفر، قیامت است.
عرفی مخوان به شاعر بی فضل شعر خویشنزد حکیم بر که نه شعر است، حکمت است
هوش مصنوعی: به شاعر نادان نگو که اشعارش را بخواند، چرا که شعر او در برابر حکمت واقعی ارزشی ندارد.