غزل شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر از عرفی، به بیان پیامهای مهمی درباره عرفان و حقیقت میپردازد. شاعر از رسیدن خبری خوش و توفیق الهی سخن میگوید که به دلیلی از انتخاب او حاصل شده است. او به انتقاد از کسانی اشاره میکند که با ملامت و سرزنش به دنبال ترمیم خود هستند اما در نهایت به موضوع علم و دانش اشاره کرده و از اهمیت آن در زندگی میگوید. همچنین، شاعر بر اهمیت اتکا به ذات الهی و عشق اشاره دارد و میگوید که نباید از موانع و مشکلات در راه عشق و حقیقت ترسید. در پایان، او به دستاوردهای عشق و کوشایی در این زمینه اشاره میکند و یادآور میشود که تنها اندیشه و همت واقعی میتواند به ما کمک کند.
رسید مژده و قاصد مقیم خرگه ماستکه بر گزیده توفیق، جان آگه ماست
هوش مصنوعی: خبر خوشی آمده است و پیامآوری در محل ما حضور دارد که نشان از موفقیتی بزرگ و آگاهی عمیق ما از حقیقتهای زندگیمان دارد.
کسی که چاه ملامت به راه می کندیبه ریسمان خود اکنون فتاده در چه ماست
هوش مصنوعی: کسی که دیگران را به خاطر کارهایشان سرزنش میکرد، حالا خودش به دام افتاده و در شرایط بدی قرار گرفته است.
ز شیخ شهر شنو درس و علم ما آموزکه هر چه رد مشایخ بود موجه ماست
هوش مصنوعی: از عالم شهر بیاموز و علم را دریافت کن، زیرا هر چیزی که از طریق مشایخ بیان شده، برای ما بهجاست و بهحق است.
خروش و ولوله ی عالمان شهرآشوبگناه حوصله ی تنگ ظرف بی ته ماست
هوش مصنوعی: شور و هیاهوی دانشمندان، همچون طوفانی است که به خاطر گناهانی که در دل داریم، حوصله و ظرفیت ما را پر کرده است.
ز طرف درگه دارا نتیجه ای مطلبکه آستانه ی جانان دل مرفه ماست
هوش مصنوعی: از درب خانه ی ثروتمند، نتیجه ای را بیان کن که آستانه ی محبوب ما، دل آرام ماست.
مقیم شهپر عنقاست محمل عشاقاز این چه باک که صد کوه فتنه در ره ماست
هوش مصنوعی: محل زندگی پرنده افسانهای، مرکز عشق و دلدادگی است. از اینکه صدها کوه مشکلات و چالشها در مسیر ما قرار دارد، نگران نباشیم.
مباش عمزده عرفی که زلف قامت دوستجزای همت عالی و دست کوته ماست
هوش مصنوعی: دست خود را کوتاه و تلاش خود را بزرگ نکن، زیرا زلف و قامت دوست نتیجه تلاش ما نیست.