غزل شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و درونی شاعر اشاره دارد. شاعر از خاموشی و عدم بیان احساسات خود میگوید و ذکر میکند که در دلش نغمههای بسیاری نهفته است. او به نگاهی به عشق و محبت دارند که در زندگیاش تأثیر عمیقی گذاشته است. همچنین به احساسی از درد و رنج در بین جمعی از مردم اشاره میکند و از سرود عشق و وصال سخن میگوید. در نهایت، شاعر با افتخار از بار مسئولیت عشق و محبت خود یاد میکند.
نگفتن و نشنودن زبان و گوش من استهزار نغمه گره در لب خاموش من است
هوش مصنوعی: من لبانم خاموش است ولی در دل هزار نغمه و آواز دارم که نمیتوانم آنها را بیان کنم و گوشم نیز هیچ صدایی را نمیشنود.
می ای که می رود امروز در گلوی دو کونکمینه جرعه ی ته شیشه های دوش من است
هوش مصنوعی: امروز شرابی که در دست دارم، تنها مقدار کمی از ته شیشههای دیشب من است که به آرامی مینوشم.
به محفلی که اسیران کشند خون جگرسرود انجمن افغان نوش نوش من است
هوش مصنوعی: به جمعیتی که در آن اسیران به سختی میجنگند و برای آزادی خود تلاش میکنند، من نیز از دل خونین و پر از درد، شعر و خوشی میآورم.
نوای صور که گویند مرده زنده کندحکایتی است وگر هست هم نوای من است
هوش مصنوعی: صوتی که به آن اشاره میشود، قدرتی دارد که میتواند مردهها را احیا کند. این یک داستان است و اگر هم واقعیت داشته باشد، فقط صدای من است که چنین تأثیری دارد.
نهم جنازه ی عرفی به دوش، می نازمکه ساق عرش محبت به دوش من است
هوش مصنوعی: من با افتخار جنازهی عرفی را بر دوش میبرم، چون احساس میکنم که بار بزرگ محبت همچون عرش بر دوش من است.