غزل شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: غزل به بیان حالات و احساسات شاعر در مورد عشق، توبه، و ارتباط با دوستان و معشوقه میپردازد. شاعر از حس تشنگی و نیاز به وصال صحبت میکند و تأکید دارد که نمیتوان به حقیقت با کلام رسید، اما داستانهایی زیبا و نایاب درباره این موضوع وجود دارد. همچنین به خوابهایی از لب علم اشاره میکند و میگوید ابلهانه است که انسان عیب خود را از دوستانش پنهان کند. در نهایت، شاعر حال خود را در آتش عشق و اشتیاق توصیف میکند و به زیباییهای شب و مهتاب نیز اشاره میکند.
یک شمه ز اصلاح می ناب گفتنی استبا زاهدان سرودی ازین باب گفتنی است
هوش مصنوعی: یک نکته کوچک از شراب ناب باید گفت و با زاهدان نیز میتوان از این موضوع سخن گفت.
هزگز شکست توبه ملولم نداشته استاین نکته در میانه ی اصحاب گفتنی است
هوش مصنوعی: هرگز توبهام باعث ناامیدی و خستگیام نشده است و این نکته را در بین دوستان باید بیان کرد.
ای مردم وصال غم و دور ماندگانبشنو که حال تشنه به سیراب گفتنی است
هوش مصنوعی: ای مردم، به درد و حال کسی که به عشق نرسیده و دور از یار است گوش کنید، که حال کسی که تشنه است و به آب رسیده، داستانی قابل گفتن دارد.
نتوان به گفتگو به حقیقت رسید، لیکافسانه ای ز گوهز نایاب گفتنی است
هوش مصنوعی: با کلام نمیتوان به حقیقت واقعی دست یافت، اما داستانی از یک گوهر نایاب وجود دارد که باید گفته شود.
دیدم به خواب کان لب لعلم به کام بودگر واقع است و گر غلط این خواب گفتنی است
هوش مصنوعی: من در خواب دیدم که آن لب مثل عسل شیرین است. حالا فرقی نمیکند که این خواب حقیقت دارد یا نه، ولی این مورد را باید بیان کنم.
ابله کسی که عیب خود از دوست نشودبا دوستان حکایت ازین باب گفتنی است
هوش مصنوعی: کسی که عیبهای خود را از دوستش پنهان میکند، احمق است. داستانهای زیادی درباره این موضوع در میان دوستان گفته میشود.
در آتشم درون و برون جوش می زنداین حرف در میان تب و تاب گفتنی است
هوش مصنوعی: در دل و بیرونم آتش احساسات وجود دارد و این حرفی که میزنم، در میان این هیجان و اضطراب، بسیار مهم و ضروری است.
عرفی مگو به تیره شب هجر حرف میحرفی است این که در شب مهتاب گفتنی است
هوش مصنوعی: در شبهای تاریک و پر از غم، از عشق و جدایی چیزی مگو، چون تنها در روشنی ماه، سخنان خوبی در مورد آن وجود دارد که باید گفته شود.