غزل شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره معشوقی نازنین و احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر به ناز و زیبایی معشوق اشاره کرده و میگوید که او به خاطر ناز و عشوهاش همیشه دلربا و آزاد است. هر چند معشوق از درد و غم دور است، ولی شاعر همچنان با عشق و احساس درگیر است. او از نالهها و گریههای خود سخن میگوید و این حالت را ناشی از عشق و دلبستگی میداند، حتی اگر بیدلیل به نظر برسد. در نهایت، شاعر به زیبایی و حسن معشوق اشاره کرده و از تاثر خود در این عشق میگوید.
رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هستبی وفا تنهاست وارد، رنجش بی جاست، هست
هوش مصنوعی: دل، برای چه چیزی احساس نیاز میکنی؟ زهر ناز و خودکامگی عشق، خود را به دیوار بیوفایی میزند و تنهاست. حسادت و رنجشی که بیدلیل است، وجود دارد.
ای که گویی با اسیران شیوه های او چه هاستناز مست و عشوه مست و هر جه آزادست هست
هوش مصنوعی: ای کسی که فکر میکنی با اسیران عشق چه کارهایی میشود کرد، باید بگم که در اینجا غم و اندوهی وجود ندارد و هر کس به نوعی آزاد است.
حال ما آن نازنین گرچه بداند نیست، لیکهر قدر گویند مستغنی و بی پرواست، هست
هوش مصنوعی: حال دل ما آن نازنین اگرچه بداند که دیگر به ما وابسته نیست، اما هرچه بگویند که او بینیاز و بیخیال است، در واقع این طور نیست و هنوز به ما فکر میکند.
چو فروزی عالمی را، وه چه کم داری ز حسنچهره ی زیباست، داری، قامت رعناست، هست
هوش مصنوعی: وقتی که تو جهانی را روشن میکنی، چه چیز کم داری از زیبایی چهرهات، تو قد بلندی هم داری.
درد او در سینه می ماند، چه غم گر جان برد آن چه ما را باعث آن آرمیدن هاست، هست
هوش مصنوعی: از آنجا که درد در دل او باقی میماند، چه اهمیتی دارد اگر جانش را بگیرد. چیزی که ما را به آرامش میرساند، هنوز وجود دارد.
عرفی از بزمت اگر زاری کند بی وجه نیستناله ی بی اختیار و گریه ی بی جاست، هست
هوش مصنوعی: اگر کسی در جمع خوشحالی و شادمانی به ناگاه اشک بریزد، بیدلیل نیست. این ناله و گریهی بیاختیار نشاندهندهی احساسات عمیق و درونی اوست.